Menu
نویسنده مطلب : حسن کشاورز فضل

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


سلام
تقریبا اواخر سال ۱۳۹۱ بود که بعد از انتقال به تهران تصیمیم گرفتم در یکی از استان های غربی کشور با یکی از دوستانی که طی ۲ سال  از ماموریتم کاریم در  آن استان  با او آشنا شده بودم ،یک  شرکت پخش و توزیع راه اندازی کنیم ، بعد از توافقات اولیه من استغفا دهم و به  همان جای قبلی ام مهارجرت کنم در این میان منافعی که  این تصمیم گیری برای من داشت ، ترک شغل کارمندی و آغاز یک کار آفرینی بود . اما در این میان حداقل بادب ۲ سال از خانواده ام دور می ماندم .  بلاخره بعد از توافقات و چند جلسه صحبت قرار شد هر دو سرمایه ای در حدود ۱۵۰ میلیون تهیه نمایم و کار را به صورت رسمی شروع کنیم در این میان من به دلیل عدم فروش منزل هنوز نتوانسته بودم مبلغ را تهیه کینم و ایشان موافقت کرد که فعلا با مبلغ تهیه شده شروع به کار کنیم و بعد سرمایه را اضافه نماییم . من هم استفعای خود را دادم اگرچه مدیر ارشد  سازمان قبول نکرد و به مرخصی بلند مدت من موافقت کرد. بعد از آمدن به شهرستان مدتی بود که خبری از او نداشتم و کمی نگران شدم بعد از یک هفته بی اطلاعی به آن استان مراجعه کردم و دیدم خانواده اش با سردی تمام روبه من کردند و گفتند رضا به سلیمانیه رفته است و تا یک ماه دیگر بر نمی گردد. در تماس های زیاد با ایشان نتوانستم ارتباط بگیرم و نهایتا بعد از یک هفته  مطلع شدم ایشان در شرف ازدواج هستند ، من بسیار ناراحت از اینکه این مسله را از من مخفی نموده بود تماس گرفتم و ایشان با کمال بی ادبی مرا مورد تهدید خود قرار دادند که در مراسم او به هیچ عنوان شرکت نکنم و دست از سرش بردارم ، حالا من از شغل دولتی ام استفعا داده بودم و در حال حاضر هم بیکار شده بودم و فکر ادامه راه هم به تنهایی نداشتم  . خلاصه دوران بسیار تلخ و کشنده ای بود.
حالا بعد از گذشت ۳ سال به حسن آن روز ها می خواهم کمی گپ بزنم و مسله را با طرح سوالاتی برایش بیشتر بشکافم شاید منجر به تصمیم بهتری برای آن تصمیم گذشته شود
 حسن عزیز:
می دانم بعد از گرفتم مدرک فوق لیسانست از سازمان مدیریت صنعتی و آشنا شدن اساتید بزگوار دانشگاه و صنعت همیشه یکی از دغدغه هایت شروع یک کسب و کار شخصی برای خودت بوده است بخصوص بعد ازتحمل رنج وسختیهای زیادی از  شروع به عنوان یک ویزیتورساده  به  سمت مدیر یکی از شعب  صنایع غذایی که جز برند های اول کشوری می باشد انتخاب شدی، اما  باید برای چننی تصمیمی آمادگی ذهنی اولیه داشته باشی. آنقدر صبر  و تحلیل کنی و مانند مرغ که روی تخم خود می‌نشیند روی آن تصمیم و مسئله بنشینی و با فکر آن بخوابی تا به تدریج از حالت خودآگاه، به دغدغه‌ی ناخودآگاهت تبدیل شود. به تدریج مسئله و جوانب آن برایت روشن‌تر شود و راهکارهایی در ذهنت جرقه بزند و در نهایت تحلیل و امتحان انجام دهی و ببینی آیا این تصمیم قابل انجام  هست یا خیر که من سیر یک تصمیم منطقی را بازگو می کنم و با ذکر سوالاتی سعی می کنم شما بیشتر به جوانب تصمیمی که میخواهی آگاه شوی

مرحله یک :
درک درستی از فوبیای تصمیم گیری :
(آیا این تصیمیم من است یا برای فرار از پذیرش  مسولیت بیشتر است ) همه‌ی مشکلات ما در تصمیم گیری،‌ ناشی از عدم تسلط بر مهارت تصمیم گیری نیست. ما در بسیاری از موارد از تصمیم گیری می‌ترسیم
 برخی از سوالات جهت  پردازش بهتر تصمیم :
۱-چرا این تصمیم را میخواهی بگیری مهمترین دلیل آن چیست ؟( حداقل ۳۰ در باره آن بنویس)
۲- منافع و زیان  حاصل از این تصمیم برای خودت چیست ؟ چه هزینه های را باید برای انجام آن بپردازی ؟
مرحله دوم :
 تعریف درست مسله : ما انسانها در تعریف مسئله برای تصمیم گیری، مشکلات و خطاهای زیادی داریم و اساساً زیاد پیش می‌آید که یک مسئله را از روی عادت و بدون هرگونه فکر و تحلیل آگاهانه، تعریف کنیم. شاید به همین دلیل است که اکثر بزرگان و اندیشمندان حوزه دانش و مدیریت، بر اهمیت تعریف مسئله بیش از اهمیت تصمیم گیری و حل مسئله تاکید کرده اند با استفاده از مهارت برون ریزی و پاسخ به سوال های ذیل درک روشنی از صورت مسله خود را ایجاد کن
مهارت برون ریزی ذهنی
 وقتی اطلاعات و افکار را از ذهن خودمان بیرون می‌ریزیم و در قالب متن یا دیاگرام یا گفتگو با دیگران، آنها را پیش روی خود قرار می‌دهیم،‌ درک و تحلیل آنها بسیار ساده‌تر می‌شود. برون ریزی افکار یک روش هوشمندانه‌ی شناختی، برای حل بهتر مسئله است پس در این مسله بعد از طی مراحل بالا می توانی برون ریزی بهتری داشته باشی و در مورد این تصمیم حداقل با ۲ نفر از دوستانت که در حوزه کار آفرینی مشغول فعالیت هستند گفتگو کن و نتایج حاصل از این گفتگو را بنویس و بعد از براساس نوشته ها به سوالات ذیل پاسخ بده :
سوال :
۱-آیا اساساً این مسئله، مربوط به من است؟
۲-آیا نام و شرح درستی برای مسئله انتخاب کرده‌ام؟
۳-آیا حوزه مسئله را بیش از حد باز یا بیش از حد بسته تعریف نکرده ام؟ گستردگی مناسب برای این مسئله چیست؟
 ۴-آیا دقت دارم که تخصص، دغدغه‌ و مدل ذهنی خودم را به مسئله تحمیل نکنم 
۵-آیا افق زمانی برای حل مسئله را درست انتخاب کرده ام؟
مرحله سوم :
معیار های  و ارزش های مهم و مورد نظر را در این تصمیم  بنویس و بعد به آنها وزن و امتیاز بده  که اولویت های آن مشخص شود.
سوال :
۱-  در مشارکت با ایشان چه ارزشی را باید قربانی دیگر ارزش هایت کنی ؟
۲- ایا از ارزش های دوستت آگاه هستی؟
۳- پایبندی به ارزش ها را در دوستت سنجیده ای ؟ فرق گفتار با عمل در تجربیات مشترک با ایشان را آزموده ای ؟
۴- ایا ارزیابی درستی از ارزش هایت داری ؟
نکته اول  :
در این مرحله باید به برخی از خطا های تصمیم گیری اشاره کنم که با دقت به این جوانب نگاه کنی

الف-تمرکز بر آخرین اطلاعات
این خطای شناختی مغز را می‌توان به نام‌های مختلف معرفی کرد و در گروه‌بندی‌های مختلف خطاهای ذهنی جا داد. ما فعلاً در این مرحله، آن را مصداقی از «خطای تمرکز» در نظر می‌گیریم. خطایی که در آن بخشی از اطلاعات ما، به دلیلی، بیشتر از سایر اطلاعات مورد توجه قرار می گیرند
سوال :
۱-آیا صفات  این فرد از منظر کسی دیگر همانند آنچه تو توصیف می کنی  تایید می شود ؟
۲- آیا دوستی و همکاری شما در تجربه قبلی بر احساسی شدن  این تصمیم اثر گذار است ؟
ب- خطاهای شناختی تصمیم گیری: انسانها و ترس از دست دادن
سوال :
۱-سهم از دست دادن یک دوست در یک این کار  اقتصادی چقدر می باشد ؟
۲-از دوستت به هر دلیلی خودش را کنار بکشد حاضر هستید که خودتان یک کار اقتصادی داشته باشید ؟ دلیل مثبت و منفی بودن جوابتان را حداقل در ۲۰ سط توضیح دهید ؟
۳- تبعات ناشی از عدم مشارکت و یا مشکارکت دوستتان در این کار اقتصادی به چه میزان می باشد؟
 
 

ج- درک نادرست دامنه ارزیابی
چه بپسندیم و چه نپسندیم، بسیاری از تصمیم‌ها و ارزیابی‌های ما، بیش از آنکه با توجه به صورت مسئله بیرونی انجام شوند با توجه به احساس درونی ما انجام می‌شوند.
سوال ؟
۱-ارزیابی درصد پیشرفت پروژه مشارکت  شما بر چه اساسی است ؟
۲-موفقیت خود را در این پروژه چطور تضمین می کنید و با چه ابزار یمی سنجید ؟
۳- سهم مشارکت و تلاش و نقش خود را در این پروژه بر چه اساس و چه معیاری مشخص و اندازه گیری می شود ؟
۴- سهم شکست در این پروژه برای هری ک از طرفین مشارکت چقدر است ؟ 
 
نکته :
در پایان برای تصمیم گیری نهایی برای انجام یک کار مشارکتی بهتر است با الکوی تفکر با سیستم ۱ و الگوی تفکر با سیستم ۲ آشنا شوی که بدانی چگونه بر اساس درجه اهمیت تصمیم گیری باید از کدام سیستم استفاده کنی توجه به این دو مکانیزم مختلف در تصمیم گیری و تحلیل شرایط و شناخت نقاط قوت و ضعف هر یک از آنها، می‌تواند به ما در تصمیم گیری بهتر و کاهش خطاهای احتمالی، کمک کند و مسلما جنس تصمیم تو بیشتر به سیستم ۲ که نیازمند تفکر تحلیل و منطقی است نزدیک تر است تا یک تصمیم مبنی بر هیجان و شهود .
سیستم اول
در این سیستم، بخش عمده‌ای از فعالیت به صورت اتوماتیک، سریع، با صرف انرژی کم و تقریباً بی اختیار یا ناخودآگاه انجام می‌شود.
سیستم دوم
 در این سیستم، فعالیت مغزی با صرف انرژی‌ و توان قابل توجه و محاسبات پیچیده انجام می‌شود. این سیستم معمولاً نیازمند تمرکز است. فعالیت آن آگاهانه است و ما احساس می‌کنیم تسلط بیشتری بر روی آن داریم..
در پایان برای آرزو می کنم که بتوانی به یک جمع بندی خوبی دست پیدا کنی و به نتایج مهم و خوبی برسی .