Menu
نویسنده مطلب : طاهره خباری

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


بعد از اتمام سال اول دبیرستان علی رغم اینکه دوست داشتم برم و در هنرستان، رشته هنر بخونم اما همه به من گفتند که خیلی حیفه. تو که این همه درست خوبه برو و رشته ریاضی فیزیک بخون. هنرستان مال بچه تنبل هاست. اگر بری و هنر بخونی حروم میشی . حیف تو نیست. منم مثل یک بچه حرف گوش کنم و کاملا نادان نسبت به روش های صحیح تصمیم گیری رفتم و ریاضی خوندم. جالب اینه که همین ماجرا دوباره در انتخاب رشته دانشگاه هم اتفاق افتاد و رشته ای رو انتخاب کردم که با علاقه و استعداد من در هنر، فرسنگ ها فاصله داشت.

عنوان تصمیم: انتخاب رشته دانشگاه

حرف های طاهره امروز به طاهره آن روزها:

* انگار تصمیم گرفتی که تصمیم نگیری، درسته. می دونم در شرایطی که هستی ترس از انتخاب رشته مورد علاقه ات تمام وجودت رو گرفته، ترس از اینکه یک انتخاب اشتباه کنی که سرزنش اطرافیان رو به دنبال داشته باشه.

* ولی لحظه ای صبر کن. اگر در این موقعیت انتخاب نکنی و تصمیم نگیری و یا مطابق با میل و خواسته خانواده و اطرافیت تصمیم گیری کنی، بدان که فرصت ارزشمندی رو از خودت دریغ کردی.

* انتخاب رشته مساله ای است که اساسا مربوط به خود توست و باید با توجه به آینده و افق گسترده تری، به طور صحیحی آن رو ارزیابی کنی.

* این قدر خودت رو به بازخوردها و نظرات اطرافیان محدود نکن. تو داری برای خودت درس می خونی یا برای دیگران؟ آیا می خواهی ۴ سال از عمرت رو درس بخونی و مدرکی رو بگیری که دیگران دوست داشتن خودشون اون مدرک رو داشته باشند؟

* سلسله مراتب معیارهایت رو مشخص کن و ارزش های مورد اهمیت از نظر خودت رو به دقت تعیین کن و برای هر یک از آنها امتیاز ثابتی رو در نظر بگیر تا در لحظه تصمیم گیری نهایی بدانی دقیقا بر چه اساسی گزینه های پیش رویت  را تایید یا رد می کنی. در این صورت احساس تسلط بیشتری را بر اوضاع احساس خواهی کرد.

* این تصمیم رو باید با توجه به سیستم دو بگیری. با خودت خلوت کن و تمام آنچه که در ذهنت می گذره رو بنویس، بعد بررسی کن و در نهایت تصمیم بگیر. نه اینکه احساسی و یا جو گیر شوی و تحت تاثیر این قرار بگیری که همه به سمت یک رشته رفته اند و یا اینکه رشته ای که تو می خواهی بروی فردا نون و آب نداره و یا اینکه این رشته ای که تو می خواهی انتخاب کنی اصلا رشته نیست؛ خجالت بکش!

* مواظب خطاهای ذهنی خودت در این تصمیم باش. درسته که همه همکلاسی هات رشته های مهندسی رو انتخاب کردن، و در حال فروختن فخر رشته و دانشگاهشون به همدیگه هستند اما انتخاب های اونها به تو ربطی نداره. حتی انتخاب رشته صمیمی ترین دوست هم به تو مربوط نیست. اون چیزی که باید در این انتخاب به آن وزن بیشتری بدهی اولویت های مورد نظرت خودته.

* اگر با توجه به نگرش و علاقه واقعی خودت تصمیم نگیری دچار تعارض ذهنی می شوی و آن وقت تنها کسی که باید این فشار را تحمل کند، خودت هستی و نه کسی دیگر.

*یک رشته دانشگاهی کلا فاقد این قدرته که بتونه کسی رو خوشبخت و یا الزاما بدبخت کنه، پس ترس از باختن و شکست رو در این زمینه کنار بزار و تصمیم مورد نظرت رو بگیر.

*** این را بدان هر تصمیمی که می گیری چه با توجه به علاقه ات و یا چه با نادیده گرفتن علاقه ات، مسئولیت آن را بپذیری. می دانم که سخت است و اگر به نتیجه دلخواهت نرسی، درد دارد ولی مهم این است که اگر هم اشتباهی کردی آن را قبول کنی و سعی کنی آن راه اشتباه را دیگر ادامه ندهی.