Menu
نویسنده مطلب : گروه متمم

مطلب مورد بحث:

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند


علی جان.

موفقیت در این بحث، به ثروت و قدرت و شهرت محدود نشده.

همچنانکه در بحث موفقیت و رضایت و سطح انتظارات، به وضوح بر این مسئله تاکید شده است.

در همان جملات، صریحا تاکید شده است که: «بر اساس معیارهای متعارف جامعه».

به این معنا که اگر یک نفر اراده ای برای رسیدن به هدف داشته باشد، فقط ماهی ۵۰۰ هزار تومان درآمد داشته باشد، شغل ثابت نداشته باشد، رضایت درونی داشته باشد، کسی او رو نشناسد و هیچ نوع موقعیت اجتماعی و قدرتی نداشته باشد، شما هرگز نمی‌توانید هیچ روزنامه یا برنامه رادیویی یا تلویزیونی دیگری را قانع کنید که با او به عنوان یک فرد موفق، مصاحبه کنند! حتی خود شما، هم به سادگی موفق بودن او را نخواهید پذیرفت.

اما فرد دیگری که ماهی یک میلیارد تومان درآمد دارد، یک خودروی با قیمت متوسط (حدود ششصد میلیون تومان تا یکی دو میلیارد تومان)‌ سوار می‌شود. در حال حاضر از افسردگی شدید رنج می‌برد و اعتیاد هم دارد و شبکه ارتباطی نسبتاً قدرتمندی هم دارد، تقریباً می‌تواند در اکثر مجامع عمومی، صندلی افراد موفق را از آن خود نماید و کسی در اطلاق صفت موفقیت به او، به سادگی تشکیک نخواهد کرد (اگر هم بکند، احتمالاً برچسب حسادت خواهد خورد).

متمم، واژه‌ها را با وسواس بسیار جدی به کار می‌گیرد و قیدها، صفت‌ها، حروف اضافه و کلیه‌ی کلمات را با نهایت دقت انتخاب می‌کند و انتظار دارد شما هم در مطالعه یا بازنقل آن، همان جدیت و وسواس و دقت را به کار بگیرید.

ضمن اینکه همچنانکه در بحث دن اریلی در مورد شانس و بدشانسی تاکید شده است، مفهومی به نام شانس، معنای علمی ندارد که کسی بتواند میزان معتنابهی از آن را در اختیار داشته باشد. مگر اینکه منظورمان از این واژه، یک تصادف موردی خوشایند باشد.

کسی می‌تواند بگوید خوش شانس است که در هزار بار تاس ریختن، به صورت سیستماتیک و پیوسته و در هر بار تکرار آزمایش، بیش از ۱۶۶ بار عدد ۶ بیاورد.

ضمناً اگر هم چنین کسی پیدا شد، چنین قابلیتی بیش از آنکه به چنان فردی باز گردد، به معیوب بودن تاس باز خواهد گشت و به جای تشویق آن فرد، بهتر است به تعویض آن تاس فکر کنیم.