Menu
نویسنده مطلب : احمد زارعی

مطلب مورد بحث:

داستان گرگها: تنها داستان واقعی زندگی


برای خودم که رفتار زشت و نا پسندم را به گرگ یا حیوان دیگری نسبت می دهم متاسفم

 اصولا تشبیه رفتار نامناسب انسان به هیچ  حیوانی اصالت ندارد که یا ناشی  از جهل اوست یا تعکیس  حقارتش

 
خصوصیات  گرگ ها

گرگ‌ها معمولاً اعضای آسیب‌پذیر گله‌های سم‌داران بزرگ یعنی بچه‌ها، پیرها و بیمارها را برای شکار انتخاب می‌کند.
در زمان قحطی و کم‌غذایی آنها لاشه خواری نیز پیشه می‌کنند و به محل‌های کشتار حیوانات سر می‌زنند.
در زندگی اجتماعی گرگ‌ها، پیوند اجتماعی ناگسستنی است.
آنها باهم شکار می‌کنند، باهم مسافت‌های بسیار طولانی را می‌پیمایند، تا پای جان از هم دفاع می‌کنند و اگر شرایط ایجاب کند باهم می‌میرند. آنها نسبت به افراد گروه خود احساس مسئولیت می‌کنند. در میان گرگ‌ها رعایت حال همنوع اصلی پابرجاست.
ترس از گرگ هرچند در بین انسان شیوع زیادی دارد اما انسان طعمه طبیعی گرگ محسوب نمی‌شود و موارد حمله گرگ به انسان بسیار نادر است. 

 
چرا باید گرگها را دوست داشته باشیم؟
 

گرگها حیوانات بسیار مفیدی هستند، چرا که با تعقیب و شکار حیوانات مریض و علیل ، سلامتی بقیه را تضمین کرده و با کنترل جمعیت علف خواران ، از تخریب مراتع جلوگیری می کنند.
 با شکار حیوانات مضر برای مزارع و انسان (نظیر جوندگان) و خوردن لاشه حیوانات و زباله های اطراف روستاها ، کمک بزرگی به انسان می کنند.
در مناطقی که تعداد گرگ ها،  کاهش یافته است افزایش جمعیت جوندگان به عنوان آفت، کاملاً محسوس است. البته بعضی از آنها نیز خساراتی به دام های اصلی، پرندگان و محصولات کشاورزی وارد می کنند که باید گفت این خسارات نسبت به منافع آنها بسیار ناچیز است.

 
واما وقتی که در نوشته هایمان یا تبلیغات ، فیلم ها ، … بر اساس یک مدل ذهنی اشتباه ناشی از جهالت و یا سودجوئی   حیوانی راخطرناک ، پلیدو یا  ترسناک  معرفی میکنیم  و یا به جنبه هائی از حیات وحشی حیوان تاکید میکنیم  که منافع کوتاه مدت ما را تهدید کرده و به منافع بلند مدت سیستمی آن حیوان در طبیعت اشاره ای نمی کنیم  مو جبات انقراض آن گونه را فراهم کرده و دانسته یا ندانسته  آسیب جبران ناپذیری به هستی خودمان وارد می کنیم. 
 
شاید دوستان  متممی عزیز علاقه داشته باشند بدانند  که  فیلم آواره های کوسه  ساخته استیون اسپیلبرگ چه وحشت بی موردی از کوسه ها را در دل  کسانی که به تماشای این فیلم  نشستند ایجاد نمود و به تبع آن انسان هراسیده چگونه این موجود مفید طبیعت را قتل عام کرد.
 
و شاید باز بخواهند بدانند که  نفرت شخصی کاپیتان اهب از یک نهنگ سفید در فیلم موبی دیک چه قدر در کشتار نهنگ ها توسط آدمیان نقش داشت.

آیا ما به راستی در نسبت دادن رفتار گاه وحشیانه  خودمان به حیوانات محقیم ؟ 

آیا به راستی اگر حیوانات میتوانستند توجیه گر بوده و توحش طیعی خودشان  را به انسان نسبت میدادند بیشتر محق نبودند؟

به یاد بیاوریم  هیروشیما و ناکازاکی را

به یاد بیاوریم کشتار جنگ جهانی اول و دوم  را

از یاد نبریم جنایات داعش را 

یادمان باشد تخریبی که در محیط زیست ایجاد کرده ایم  و هیچ حیوانی در نظام طبیعی خود چنین نکرد.