Menu
نویسنده مطلب : سحر شاکر

مطلب مورد بحث:

ویسواوا شیمبورسکا و کتاب هیچ چیز دو بار اتفاق نمی افتد


اگر فقط می‌توانستم یک چهارشنبه را از قبل تمرین کنم،
یا یکی از پنج‌شنبه‌های سپری شده را تکرار کنم!
اما بالافاصله، جمعه می‌آید،
با نمایش‌نامه‌ای که اصلا نمی‌دانم چیست.
می‌پرسم: «آیا عادلانه است؟»
(صدایم کمی گرفته است، حتی نتوانستم گلویم را پشت صحنه صاف کنم.)
 
اگر فکر می‌کنی این فقط یک امتحانِ سَرسَری است
که در یک جای موقتی گرفته می‌شود،
در اشتباهی.
 
نه.
من روی صحنه ایستاده‌ام
و می‌بینم چقدر محکم است.
لوازم صحنه، به طرز حیرت‌آوری، دقیق و مرتب است.
ماشینی که صحنه را می‌گرداند،
مدت‌هاست مشغول کار است.
حتی دورترین کهکشان‌ها روشن ‌شده‌اند.
نه، جای هیچ سوالی نیست. این باید نخستین نمایش عمومی باشد،
و هرکاری که انجام می‌دهم،
برای همیشه
تبدیل می‌شود به کاری که انجام داده‌ام.
ویسواوا شیمبورسکا