Menu
نویسنده مطلب : وحید رضایی

مطلب مورد بحث:

انضباط شخصی | نظم شخصی یا نظم درونی چیست؟


تجربه شراکت احساسی
دوست ۱۲ ساله خود را بر اساس اینکه کمک کنم به شرایط زندگیش او را وارد کاری که خودم در آن درس خواندم و در حال تجربه کاری بودم، وارد بازار اون کار کردم با او شراکت کردم (تصمیم احساسی). به خیال اینکه ۲ نفر شدیم . در انتها هر روز به چالش های جدیدی رو به رو میشدیم.
او نواقص های شخصیتی خودش رو داشت من هم همین طور.
فکر توجیهگر من این بود او خیلی خوب حرف میزند و می تواند بازاریابی کار رو انجام دهد. ولی بعد متوجه شدم درست کسی خیلی خوب حرف بزنه دلیلی بر مهارت اون کار نیست , چون تجربه اون کار رو نداره و تا ۱۰ درصد کارفرما رو می تونه جذب کنه.

در انتها شکست مالی و آسیب روانی دیدیم . کار که نکردیم هیچی از یکدیگر با کینه از هم جدا شدیم .

تحلیل منطقی اینکار این می شد که
اول از همه رفاقت را با کار قاطی نکنیم
دوم این میشد که من برای اینکه بخوام پیشرفتی تو کارم داشته باشم می بایست مهارت های کسب و کار و مهارت های فردی رو افزایش میدادم .