هیوا - میکرواکشن: گامی کوچک برای دستیابی به اهداف بزرگ usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : هیوا

مطلب مورد بحث:

میکرواکشن: گامی کوچک برای دستیابی به اهداف بزرگ


من اولین نتیجه رو در زمینه هدفی که دیشب در کامنت قبلی نوشتم، گرفتم!

گفتم بد نیست به این بهانه در مورد lucid dreaming کمی بیشتر توضیح بدم. مخصوصا اینکه خودم به موضوع خواب و ماهیت و معنای آن(با رویکرد علمی) خیلی علاقمندم و معمولاً بعد از بیداری خوابهام رو تحلیل میکنم که بدونم ته ذهنم چه خبره و نگران چی هستم و چی میخام. بعضی وقتام که بعضی جزئیات خوابهام رو تحلیل و تفسیر می‌کنم، هاج و واج می‌مونم از پیچیدگی آن و داستان پردازیهای آن کوتوله ته ذهنم(به تعبیر فروید).

تقریبا برای همه ما پیش اومده که خواب ببینیم و بدونیم که خوابه. برای تعداد کمی از ما هم پیش میاد که بعد از پیدا کردن این آگاهی در خواب، بتونیم ادامه خواب رو تغییر بدیم و خواب رو کنترل و دستکاری کنیم.

جدا از این تجربیات ناخواسته و نادر، از نظر علمی می‌دونیم که می‌شود با وضوح و به شفافیت دنیای واقعی، ناظر اتفاقات عجیب خواب بود و آن را کنترل کرد. انگار واقعی است. تفاوت این خواب با خوابهای معمولی اینه که بعد از بیداری حیرت زده خواهیم شد. می‌گیم این دیگه چی بود!، جقدر واضح بود. انگار واقعا تجربه ش کردیم.

خلاصه منم به دلیل علاقه زیادی که به تیم فریس و ستیو پاولینا دارم، و تجربیات و نوشته های اونها در این زمینه، خیلی علاقمند شدم به این حوزه(از ۱٫۵ سال پیش و مطالعات پراکنده ای هم داشتمکه بهترینش همونی بود که در کامنت قبلی بهش لینک دادم. یکبار هم به طور کاملاً مشخص، در خواب آگاهی داشتم از خواب. البته نه در خوابم! بلکه در خوابِ خوابم!(یاد فیلم inception افتادم!) یعنی توی خوابمم خواب بودم و داشتم خواب میدیدم.

خوب برای اینکه کامنتم طولانی نشده بگم که همین الان تونستم خوابم رو هم کنترل کنم. بعد از یه داستان طولانی در خواب، آخرهای داستان مشکوک شدم به عجیب بودن فضا و اطرافم و ناگهان متوجه شدم آها این خوابه. و سعی کردم کنترلش کنم. چطوره؟ پرواز و رد شدن از ماده ! عالی بود…

هدف نهاییم در این زمینه، صحبت کردن با چیزی که بهش میگیم ناخوداگاه، سفر در زمان و صحبت کردن با یک سری آدمهای خاص در خوابم هست.

حالا این حرفها چه ربطی به این مطلب داشت :(

پ.ن: گفته مشهوریست که میگه بلندترین قله‌ها با اولین سنگریزه‌ها آغاز می شوند. می‌شود این رو کمی تغییر داد و گفت که کل این کوه مرتفع زیبا، از همین سنگریزه‌های بی‌ارزش ساخته شده است.

به همین شیوه، میکرواکشن‌ها، میتوانند اهداف ما رو(که شاید در ابتدا چیزی جز وهم نیستند) قدم به قدم به واقعیتی زیبا تبدیل می کنند. شگفت انگیز نیست؟