Menu
نویسنده مطلب : محسن ثابتی

مطلب مورد بحث:

بازاریابی چند سطحی و شبکه های هرمی


عدم تناسب بین توسعه زیرساخت با توسعه بازار:

باید تناسب مناسبی بین بازار هدف و پتانسیل ارائه خدمات و محصول وجود داشته باشد.درنظر بگیرید به حدی فروشنده ها  مشتری جذب کردند که بیش از منابع تحت اختیار سازمان است،حال مشتریها یا عدم سرویس مناسب یا خدمات مورد نظر رو به رو شده اند و با نارضایتی ایشان عملا فروش به حداقل میرسد یا بالعکس خدمات و محصول مورد ارائه به قدری زیاد شده که محصول در انبار دپو شده و هزینه نگه داری بیش از سود حاصل از فروش است.

تمرکز بیش از حد بر مشتری به جای محصول یا خدمات مورد نظر:

کاهی به قدری به مشتری به چشم سرمایه مینگریم که فراموش میکنیم ارائه کیفیت و سرویس مناسب باعث حضور مشتری میشه.(داستان شرکتهای هرمی که محصول نه جندان با کیفیتی رو ارائه میدادند رو همه بخاطر داریم).

نداشتن افق زمانی برای رسیدن به هدف:

گاهی برای اینکه خیلی زود به  نتیجه برسیم دست به اقدامات سریع الوصول میزنیم(به زعم خودمان) که این کار عملا بدلیل کاستن از کیفیت و یا حتی پرهزینه بودن ما رو به سمت هرمی بودن سوق میده تا لیفرال.(افزایش تعداد فروشندگان چیزی از این دست میباشد).

پی نوشت:شاید مواردی که ذکر شد به بحث استراتژی هم  محسوب شود.امیدوارم دچار خطای درک مطلب نشده باشم.