Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا زمانی

مطلب مورد بحث:

چشم انداز استراتژیک در سازمان و کسب و کار به چه معنا است؟


سلام

چند نکته به ذهنم می‌رسه که امیدوارم هم نتیجه‌گیری درستی از درس باشه و هم پاسخ تمرین رو داده باشم.

اول اینکه به نظر میرسه هرچقدر از دنیای سنتی فاصله می‌گیریم، عموما از تعریف ۱ (بگو دَه سال بعد کجایی) به تعریف ۶ (چشم انداز نداشتی هم حالا عیبی نداره) سوق داده می‌شیم. افزایش ابهام – که با استعاره مِه از اون یاد میشه – صحبت درباره قدم‌های خیلی جلوتر رو عملا ناممکن می‌کنه. هرچقدر هم حوزه کاری یا فردی که ما در اون فعالیت می‌کنیم جدیدتر باشه، مه غلیظ‌تر هست.

از طرفی شاید بشه گفت شرایط مقتضیات سنی و نوع هدف ما هم می‌تونه در انتخاب تعریف مناسب چشم‌انداز موثر باشه. برای مثال یک نوجوان با توجه به توانایی‌های خودش و محیطی که در اون هست چشم‌انداز خودش رو مهاجرت بعد از گرفتن مدرک کارشناسی از یک دانشگاه معتبر قرار بده و در جهت اون تلاش کنه (تعریف ۳ یا همون تطبیق).
∙∙∙
بخشی از تمرین پرسیده شما با کدوم تعریف راحت نیستید؟ جواب برای من تعریف‌های ۱ و ۲ هست که به‌نظرم در خیلی از حوزه‌ها عملا کاربردشون رو از دست دادند.

درباره تعریف مناسب برای خودم، قبلا فکر می‌کردم کسانی که آشنایی خوبی با فناوری‌های روز دارند می‌تونن حس کنن که دنیا در بلندمدت به کدام سمت می‌ره. الان فکر می‌کنم حتی شهود هم نمی‌تونه در بازه خیلی بلندمدت پیش‌بینی مناسبی داشته باشه، هر چند احتمالا کمک می‌کنه مسیر کوتاه‌مدت تا حدی شفاف بشه و گام‌های نزدیک رو درست‌تر برداریم.
از طرفی تعریف ۶ رو خیلی مبهم می‌دونم (حتی شاید بیشتر از حالتی که هست). هر چند تا حالا در بخش‌هایی وضعیتم همین بوده، به نظرم اگه به شهود مناسبی در حوزه کار و سبک زندگی مطلوبم برسم تعریف ۵ چشم‌انداز بتونه برام مفید باشه. در واقع، امیدوارم اینطور بشه!