Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا زمانی

مطلب مورد بحث:

از ایده تا فرصت اقتصادی: چند سوال برای ارزیابی ایده های کسب و کار


از بین موضوعات، پروژه حامد سامانی را دوست داشتم:
نرم افزار ارتباط با مشتری بصورت سرویس SaaS (اینجا).

usercontent



این پروژه یک ایده جذاب برای ایجاد محصولی نرم‌افزاری به نظر می‌رسد.
شاید مهم‌ترین نکته‌ای که بشود درباره این ایده گفت همین باشد که هنوز مسیر جرقه به ایده را آنقدر که لازم است طی نکرده و بیشتر جملات و توضیحات، در حد فرضیاتی کلی هستند.
می‌توان این ایده را، حتی قبل از تولید محصول واقعی، تست کرد. مثلا با ارایه شفاهی یا ایجاد یک نسخه صرفا نمایشی، بازخورد افرادی را که مشتری بالقوه فرض شده‌اند، در یک ارزیابی میدانی جمع‌آوری و تحلیل کرد.
نکته دیگر اینکه پاسخ سوال «آیا مشتری نهایی حاضر به هزینه برای این محصول هست؟» به نظر بدیهی فرض شده و از همین فرض، میزان ضرورت محصول بالا نتیجه‌گیری شده است. در حالی‌که ترغیب قشر فروشگاهی به استفاده از ابزاری که تا امروز از آن استفاده نمی‌کرده‌اند، می‌تواند چالشی اساسی باشد. حال اینکه بخواهیم برای این ابزار از آنها بصورت ماهانه هزینه دریافت کنیم، پیچیدگی ماجرا را بیشتر هم می‌کند.
آخرین نکته هم اینکه به نظر می‌رسد تعداد زیادی از فروشگاه‌های کوچکی که در این ایده با عنوان بازار هدف متصور هستند، دارای پیج اینستاگرام باشند (راه حل جایگزین).
از مزایای اینستاگرام اینکه همزمان برای مشتریان فروشگاه‌ها و هم خود فروشنده، کاملا آشناست. همچنین بسیاری از ابزارهای سرگرمی را یکپارچه ارایه می‌کند: از لایو و نظرسنجی در استوری تا اعلام فروش ویژه و قرعه‌کشی و اطلاع‌رسانی محصول جدید فروشگاه. در کنار همه این‌ها، با امکان ارتباط مستقیم با مخاطب در دایرکت، می‌تواند به عنوان یک کانال راهنمایی مشتری و نهایی کردن فروش هم نقش ایفا کند. امکاناتی که همگی رایگان هستند.
حال فکر می‌کنیم چه ارزش قابل توجه و قابل رقابت با آنچه امروز مشتری از اینستاگرام دریافت می‌کند، به او می‌دهیم؟
شاید بتوان سوالات را بیشتر هم ادامه داد، اما اگر با دانش الان بخواهم روی اجرای چنین ایده‌ای فکر کنم، حتما به موارد بالا دقت خواهم کرد.