Menu
نویسنده مطلب : بهمن

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس مدل ذهنی


پروژه پایانی درس مدل ذهنی را در قسمتهای مشروحه ذیل تدوین نموده ام:
۱-     توضیح مختصری از زندگی دوستم به نام آقای علیرضا.
۲-     علت انتخاب علیرضا.
۳-     منابع مورد استفاده برای شناخت مواضع علیرضا
۴-     توضیحاتی در مورد مدل ذهنی دوستم و نشانه های بیرونی که موید مدل ذهنی اوست.
۵-     چگونگی شکل گرفتن مدل ذهنی دوستم.
۶-     کمک مدل ذهنی دوستم به مدل ذهنی من.
قسمت اول :توضیح مختصری از زندگی دوستم(به نام آقای علیرضا):
قدمت دوستی من با آقای علیرضا به بیش از ۱۵ سال میرسد وی یکی از مدیران موفق در حوزه فعالیتش ( مدیریت آموزشی) میباشد و فردی بسیار متشخص و محترم در حوزه کسب و کار و زندگی اش است. 
او در یک خانواده فقیر با چهار فرزند ( سه برادر و یک خواهر ) به سرپرستی مادرشان بزرگ میشود ( او در ۲ سالگی پدرش را از دست میدهد) و حاصل سرپرستی این شیرزن پس از سالها زحمت و خون و دل خوردن ، تحویل سه استاد دانشگاه (سه پسرش) و یک دبیر ( دخترش) به جامعه میباشد.
علیرضا پس از اخذ دیپلم ، در رشته کاردانی آموزش ابتدایی در یکی از دانشگاه های تربیت معلم پذیرفته شده که پس از فارغ التحصیل شدن  به عنوان معلم ابتدایی در یکی از روستاهای کشورمان مشغول به خدمت میشود .
او پس از چند سال معلمی به علت علاقه فراوانی که به حوزه مدیریت داشت در رشته کارشناسی مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران پذیرفته میشود که پس از فارغ اتحصیل شدن از دانشگاه در دبیرستانهای مطرح محل زندگی اش به عنوان دبیر اقتصاد فعالیت مینماید که پس از ۱۰ سال سابقه تدریس ،دوباره در کنکور کارشناسی ارشد رشته مدیرت بازرگانی شرکت میکند و موفق به ورود دانشگاه در رشته فوق میشود .
او پس از فارغ اتحصیل شدن در مقطع کارشناسی ارشد ، از وزارت آموزش و پرورش به وزارت علوم  به عنوان مدرس در یکی از دانشگاه ها منتقل میشود و پس از سالها با پست معاونت آموزش دانشگاه بازنشست میشود و پس از باز نشستگی در یکی از املاک خود مدرسه غیر انتفاعی و موسسه زبانهای خارجی را تاسیس میکند و موفقیتهای بسیار زیادی را هم در حوزه کسب و کارش تا به امروز به دست آورده است .
شایان ذکر است که دارای دو فرزند (دختر و پسر) میباشد که در مقاطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شده اند و اکنون در سازمانهای دولتی مشغول بکار میباشند.
قسمت دوم :علت انتخاب علیرضا.
من علیرضا را انتخاب کزده ام و میخواهم در مورد مدل ذهنی او در سبک زندگی و نحوه برخورد او با مسائل و تحلیل آنها بپردازم  که برای من به چند دلیل تاثیر زیادی در نگرشم به زندگی داشت :
۱-     علاقه من به حوزه مدیریت و سبک زندگی .
۲-     این مجال را داشته ام که در حوزه کسب و کار چندین سال به عنوان همکار و در حوزه اجتماعی و خانوادگی به عنوان دوست قدیمی و صمیمی در کنارش باشم و از مدل ذهنی او در نحوه برخورد با مسایل و حل آنها شناخت دقیق و شفافی داشته باشم.
۳-     آشنایی با محیط تربیتی و مربیان اصلی او در خانواده که بنا به اقرار خودش مادر و برادر بزرگش (یکی از اساتید دانشگاه علم و صنعت تهران دارای دکترای عمران ) به عنوان الگو برایش بوده است و در شکل گیری مدل ذهنی او و باورهایش نقش بسیار پر رنگی داشته اند.
۴-     علیرضا اقدامات عملی و متعددی را در طول زندگیش در جهت رسیدن به اهدافش انجام داده و موفقیتهای زیادی را بدست آورده است ، طوریکه هیچگونه فاصله ای را در بین گفته هایش و عملکردش نمیتوان حس کرد . یعنی بین تئوری مورد حمایتش و تئوری مورد استفاده اش در حوزه زندگی و کسب و کار هیچ فاصله محسوسی دیده نمیشود.
۵-     با توجه به جایگاه اجتماعی و مردمی وی در جامعای که در آن زندگی میکند و به کار و فعالیت مشغول است شاید اینطور به نظر میاید که وی ساختار مفهومی موفقیت را به شکل کامل درک نموده و در برنامه ریزی و هدفگذاری های خود با نگاهی جامع به مفهوم موفقیت در همه زمینه ها اعم از اقتصادی ، اجتماعی و خانوادگی و آموزش و یادگیری  و حتی تربیت فرزند و غیره داشته است.
قسمت سوم : منابع مورد استفاده برای شناخت مواضع علیرضا
با توجه به اینکه بنده از نزدیک با علیرضا در مواضع و موقعتهای مختلفی طی سالهای طولانی بوده ام و از نزدیک شاهد نتایج اقدامات و جایگاه او و موفقیتهای مالی و عاطفی وی در جامعه  و خانواده بوده ام و همچنین محبوبیت او در بین اقشار مختلف جامعه (سیاسی ، روستایی ، آموزشی، مدیریتی و…) و اخذ تقدیرنامه های مختلف از مراکز معتبر آموزشی و مدیریتی در راستای تجلیل از زحمات وی در حل مسایل و مشکلات آنها بوده ام .
ضمنا به عنوان دلسوز ترین و آگاهترین و مجربترین مشاور در کنار من و سایر دوستان و آشنایان بدون هیچگونه چشم داشتی در حل مسایل گوناگون کمک رسانی کرده اند .
قسمت چهارم توضیحاتی در مورد مدل ذهنی دوستم و نشانه های بیرونی که موید مدل ذهنی اوست.
سه مدل ذهنی علیرضا همیشه مورد توجه من بوده است که در ذیل بطور خلاصه به آنها اشاره میکنم.
الف)  تمرکز به داشته هایت : علیرضا اعتقاد دارد که اگر برنامه ریزی و هدف گذاری بر اساس داشته هایمان باشد احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود چون برای رسیدن به اهداف واقدام برنامه ها نیاز به ابزار دارد . بنابراین برای عمل و اقدام باید بر اساس واقعیتهای موجود و ابزارهای بالفعل اتکا کنی و نیازی به حاشیه پردازی و توهم و آرزوی رسیدن ابزارهای خارق العاده نیست . وقتی درس داستان روباه و جوجه تیغی را در متمم مطالعه میکردم یاد حرفهای علیرضا در مورد ابزار کار میافتادم. تمرکز روی داشته هایت باعث میشود مطمئن تر و محکم برنامه هایت را شروع کنی . زمانی که (۲۲ سال پیش)  من در مورد خریدن خانه با وی مشورت میکردم  اولین سوالی که او از من کرد این بود که داشته های من از قبیل پول نقد ، طلا و امکان اخذ وام چیست و پس از فهرست کردن همه امکانات و ابزارهای من برای خرید خانه ، در مورد مکان و ابعاد و اندازه خانه به توافق رسیدیم و هدفگذاری کردیم (پس از فهرست کردن امکاناتم برای خرید خانه ، باورم نمیشد که من درارای چنین امکانات و توانمندی برای خرید خانه هستم).
 
ب)   به هر چیزی، به اندازه ای که می ارزد وقت بگذارید:
علیرضا در حرفهایش همیشه به دانشجویان و مخاطبان خود سفارش میکند که ، چیزی که یک ریال می ارزد صد ریال وقت نگذارید چون سوگیریهای ذهنی شما به مسایل میتواندباعث عدم شناخت و تشخیص اولویتهای رسیدگی و حل آنها شود و همچنین باعث عدم استفاده بهینه از منابع ، بالاخص مدیریت زمان و کاهش اثربخشی برنامه هایتان و سرعت رسیدن به اهدافتان خواهد شد.
وی قبل از هر گونه انتخاب و تصمیم گیری و تعریف صورت مسئله به شکل شفاف و روشن علاقه مند است به بیرون از شهر به طبیعت برود تا پس از آرامش فکری در موارد فوق بازاندیشی کند و بهترین تصمیم و انتخاب ممکن بدون هیچگونه سوگیری ذهنی را اتخاذ نماید.  
ج)    احترام به والدین :
بارها این جمله را از علیرضا شنیدم که من هر چی دارم از دعای خیر مادرم است و در رفتار محترمانه وی با مادرش یاد مدل ذهنی تعریف شده از سوی کریس آرگاریس میافتم که بین تئوری حمایت از گفته ها با تئوری استفاده ازآنها فاصله وجود دارد.  علیرضا معتقد است برای تریبت فرزندان به جای نصیحت و صحبت ، الگوی خوبی در عمل باشیم چون تاثیر عملکردهای ما برای تربیت آنها بهتر از ساعتها صحبت و نصیحت است و با توجه به اینکه خانواده یکی از اعضا سیستم اجتماعی است بنابراین احترام به والدینم باعث تربیت صحیح فرزندانم خواهد شد و طبیعتا آنها هم احترام به من و مادرشان (والدینشان) و هم به اشخاص بزرگتر از خودشان را خواهند داشت و در سیستم بزرگتری همچون جامعه شاهد ارتباط صحیح و تاثیر گذاری مناسب بین اجزا سیستم حواهیم شد.
به نظر میاد که او در شناخت اجزا سیستم و نحوه قرارگیری آنها در کنار همدیگر و تاثیرات متقابلشان آگاهی کاملی دارد و شاید به همین علت است که در شفاف سازی صورت مسئله ( نگرش انتزاعی او) متبحر میباشد.
قسمت پنجم چگونگی شکل گرفتن مدل ذهنی علیرضا:
با توجه به شناختی که بنده از مدل ذهنی مادر گرامیشان داشتم که بارها جملات و نگرشهای مشابه را از او در محافل خانوادگی و دوستانه میشنیدم چنین به نظر میاد که یکی از دلایل مهم شکل گیری مدل ذهنی علیرضا مربوط به والده گرامیشان در محفل خانواده باشد و از سوی دیگر چون علیرضا دانش آموخته حوزه مدیریت بوده و مدلهای ذهنی متفاوتی را فرا گرفته نتیجتا تعدد مدلهای موجود در ذهن او و توسعه سطح آنها در طول دوران تحصیل از او شخصیت توانمندی در تشخیص دقیق صورت مسئله و ارزیابی و تحلیل آنها و ارایه راهکارهای عملی متناسب با توانمندیها و امکانات موجود ساخته است.
قسمت ششم کمک مدل ذهنی علیرضا به من:
با توجه به تعدد مدلهای ذهنی سالم و قوی در علیرضا ، طبیعتا” باعث ایجاد و افزایش تعدد مدل های ذهنی سالم و قوی در ما خواهد شد و سرعت الگوسازی موثر و بهینه را در ما افزایش خواهد داد و به تبع آن باعث افزایش موفیتهای ما در زمینه های مختلف خواهد شد .
پی نوشت : منظور از مدلهای ذهنی سالم و توانمند ، مدلهایی هستند که ویژگیهای فراگیر بودن و حداقل استثنا و قابل تکرار بودن و فرافرهنگی بودن و توانایی پیش بینی را در خود دارند.