Menu
نویسنده مطلب : مینا

مطلب مورد بحث:

عادتها، رفتارها و تجربه‌ها: هزینه کردن و مدیریت ساختار هزینه های زندگی


 

بسته به اهدافی که تعیین میکنم میزان پس انداز و خرج ماهیانه جابجا میشه، هرچی هدف بزرگتر (مثلا خرید ماشین یا مسافرت خارج) خرج کمتر و پس انداز بیشتر، بعد رسیدن به هدف هم کمی به خودم استراحت میدم.

گاهی خرید درمانی را تجربه کردم، خصوصا در مسافرت با اینکه احتیاج نداشتم صرفا چون به مراکز خریدش رفته بودم. موقع خریدحس خوبی بهم میده ولی بعدش عذاب وجدان.

تنها خریدی که حتی در بی پولی هم به من عذاب وجدان نمیده، خرید تجربه به طور خاص سفر است.

از قسط متنفرم اما بخش زیادی از زندگیم همراه قسط بوده، با اینحال تا بتونم اجتناب میکنم.

برای یکسال تمام کلیه هزینه هارو ثبت کردم، نتیجه خاصی به همراه نداشت جز اینکه از میزان خرج شوکه می شدم و با خودم فکر میکردم از کجا پولش میاد که تموم نمی شه. الان که ثبت نمیکنم راحتترم.

خرید کلی هفتگی از سوپرمارکت ها برام خیلی راحته، حتی با وجود گرونی مثلا بیشتر میوه، تحمل خرید از مغازه را ندارم.

پدر و مادرم منو در کلیه مسایل مالی از بچگی شریک کردن و باعث شدن تجربیات آنها به من انتقال پیدا کنه و من هم همینکارو میکنم.

با توجه به بازار غیرقابل پیش بینی ایران در زمینه طلا و سهام و … بانک را ترجیح میدم. (شخصا تجربه کردم و ضرر کردم)