Menu
نویسنده مطلب : سارا عظیمی خواه

مطلب مورد بحث:

درباره کارهایی که دوست‌شان نداریم


من فکر میکنم ما وقتی از تایم آزاد و بدون فشار بیرونی برای انجام کار دوست نداشتنی استفاده میکنیم واقعا در تقویت اراده موثره! من وقتی تمرین درس نظم شخصی رو انجام میدادم واقعا به صورت تجربی به این قضیه پی بردم و الان لیستی  دارم که خودم رو مقید میکنم به انجامشون و در انجامش تا این لحظه موفق بودم و این رو مدیون اون فعالیت منظم و دوست نداشتنی ۴۰ روزه میدونم.

به علاوه من فکر میکنم حتی کارهایی هم که در ذهن به عنوان علایقمون تعریف میکنیم، اگه مجبور باشیم روتین و خستگی ناپذیر و هدف دار انجام بدیم، محتمله که وجوه دوست نداشتنی پیدا کنن!

من ورزش دوست دارم ولی خیلی از روزها که خسته ام با اکراه انجامش میدم.

یا من نقاشی رو دوست دارم و قبلا هم گفتم کاریه که من رو در خودش غرق میکنه اما همیشه شروعش برام سخته و ازش فرار میکنم.

یا حتی من از کودکی شیفته مطالعه بودم ولی از جایی به بعد که از دایره ی علاقه‌م (ادبیات خارجی) و تفنن خارج شد و میخواستم ازش چیزی یاد بگیرم و خودم رو مجبور کردم در حوزه های شناختی و روانشناسی و توسعه ی مهارتهای فردی و مدیریت و … بخونم و هر روز انجامش بدم دیگه تا حدی دوست نداشتنی شده مخصوصا روزهایی که دلم میخواد بازیگوشی کنم!

کامنت گذاشتن در متمم برام بنا به دلایل زیادی سخته ولی هر روز خودم رو مجبور میکنم اقلا در یک درس مشارکت کنم.

یا من عاشق سیتکام دیدنم ولی وقتی سعی کردم با هدف آموزش زبان این کارو بکنم و وسطش یادداشت برداری کنم انقدر دوست نداشتنی شد که ادامه ندادم:|

الان حین نوشتن کامنت  این به ذهنم رسید و شاید بی ربط به موضوع باشه ولی بیشتر وقت ها ما وقتی با سختی های انجام یه کار رو به رو میشیم نتیجه میگیریم که اون کار در حوزه ی علاقه ی ما نیست چون دیگه به حد کافی بهمون لذت نمیده !