Menu
نویسنده مطلب : آتا ناصر

مطلب مورد بحث:

زندان چیست؟ زندانی کدام است؟


جالبه؛ من بلافاصله بعد از خواندن این جمله نغز و پرمعنا در خاطرات خود یاد یک فیلم سینمایی خوب دهه ۶۰ افتادم. فیلمی با موضوع یک کلکسیونر تمبر که با لهجه شیرین یزدی اش این دیالوگ معروف را داشت: ” اولش فکر می کردم که تمبرها مالِ منه، ولی حالا می بینم که من مالِ تمبرها هستم”

در اینترنت جستجو کرده و مشخصات فیلم و خلاصه آن در سایت سلام سینما اینگونه است:

کارگردان
کیومرث پوراحمد

نویسنده
کیومرث پوراحمد

تهیه‌کننده
کیومرث پوراحمد

بازیگرهارضا وزیری,  محمود دورایران,  پریوش مشروطه

خلاصه‌‌‌‌‌فیلم آلبوم تمبر(۱۳۶۵)
محمد و کاظم که در «رباط مهرجان» در نزدیکی یزد زندگی می کنند، دور از چشم پدر محمد ـ که رئیس اداره پست و تمبر بازی قدیمی است ـ از طرق مختلف، آ‌لبوم تمبر زیبایی فراهم می آورند. محمد بیمار می شود و آلبوم در خانه آنها گم می شود. وی به کاظم ظنین می شود و دوستی آنها از هم می پاشد. چندی بعد، پدر محمد به یزد منتقل می شود و در آستانه اسباب کشی، کاظم آلبوم تمبر را به خانه آنها می آورد و آن را به خواهر محمد می دهد. محمد در یزد آلبوم را می بیند و از اینکه ظنش غلط نبوده است خوشحال می شود. پس از مدتی، پدر آلبوم محمد را می بیند و آن را برمی دارد. فردای آ‌ن روز پدر دو آلبوم به محمد می دهد و او را به جهت جمع آوری دور از چشم او، ‌سرزنش می کند. محمد در می یابد که کاظم آلبوم تمبر دیگری تهیه کرده و آن را به خواهرش داده است. محمد علیرغم مخالفت اولیه پدر، عاقبت اجازه سفر به رباط مهرجان را می گیرد و برای عذر خواهی از کاظم به آنجا می رود.