Menu
نویسنده مطلب : سهیلا ش

مطلب مورد بحث:

چرا زمان زود می گذرد؟


وای خدا چقدر این مطلب قشنگ بود.

خوب و کاربردی.

تقریبا تمام نظرات دوستان رو خوندم.

خودم هم توی دفترم (به قول خودم دفتر متمم – تمام یادداشت های متمم رو اونجا وارد میکنم) ، چند موردی رو آوردم.

میشه گفت اکثر ماها این مشکلو داریم که به نظرمون زمان زود میگذره ، و واقعا چیز جدیدی تجربه نمی کنیم.

* دوچرخه سواری یاد بگیرمو گاهی با خواهرم یا همسرم برم دوچرخه سواری. همیشه دوست داشتم.

* بیشتر واس خوشنویسی وقت بزارم.شده هفته ای فقط ۱ ساعت.

* بیشتر واس سفر برنامه ریزی کنم ( سفرهای کم خرج)

* لااقل ماهی ۱ بار (اگه بیشتر هم شد که بهتر ) با همسرم یه جای تفریحی جدید برم. دیدن جاهای جدید کلا تا ۱ هفته ادمو شارژ میکنه.

* هر ۲یا ۳ ماه یه بار غذای جدید درست کنم .

* گاهی گل های جدید که اصلا نداشتم یا نمیشناسم برم پیدا کنم و به گلهای خونه اضافه کنم.

* توی شهر خودم برم بازارهای جدید پیدا کنم. آخه بیشتر ما عادت داریم (مخصوصا ما شهرستانیا) فقط به راسته خیابون اصل و بازار اصلیمون مراجعه می کنیم.

* این موردو بیشتر دوستان گفتن : از مسیرهای جدید از سرکار بریم خونه. همین امروز این کارو میکنم.

خیابون های شهرمون رو سر بزنیم. بریم لااقل هفته ای یه بار یه خیابون شهرمونو دید بزنیم به قولی.به قول یکی از دوستامون که مطرح کردن ما دقتمون تو شهر خودمون به خیابونا کمتره .

* عکس گرفتن از سوژه های باحال

* گاهی صبحا کم (البته بیشتر از یکم) زودتر از خونه بزنیم بیرون و قبل از رفتن سرکار بریم تا یه پارک قدم بزنیم. یا اصلا فقط بشینیم و اکسیژن بگیریم. خیلی خیلی ساده ولی خیلی روحیه بخش. خودم تاحالا تجربه نکردم ولی امروز قول دادم به خودم که هفته بعد حتما این تجربه رو داشته باشم. مطمینم روزم ساخته میشه.

* یه فکر دیگه هم اینکه تصمیم گرفتم هر چند وقت یه بار برم حیاط خونه رو آب جارو کنم .( چون خونه اپارتمانیه و ماهی تقریبا یه بنده خدایی میاد و حیاط و راه پله ها رو تمییزز میکنه > من با ایکارم میتونم حیاطو تمیز تر نگه دارم تا اون بنده خدام کارش راحت تر باشه. اب جارو میکنم که تداعی کننده بوی بارون باشه. مطمینم همسایه ها هم انرژی مثبت میگیرن.)

////////// کلی هم ایده تو ذهنمه که دیگه سخته نوشتنش.

بازم مرسی از متمم و متممی های عزیز.