Menu
نویسنده مطلب : سمانه فرهمند

مطلب مورد بحث:

استریوتایپ یا تفکر قالبی: معتقد به آن هستید یا قربانی آن؟


سلام؛

در جواب اینکه قربانی کدوم استریوتایپم:

۱- فکر میکنند خودمو می گیرم. وقتی جواب ارشدم اومد گروهی از خانم هایی که توو خط تولید بودن مستقیما بهم گفتن که “والا ما هم اگه شرایطشو داشتیم درس میخوندیم، شما که مثل ما نیستی بفهمی…” درصورتی که حقوق ماهیانه یکسریاشون صرفا جهت خرید لوازم آرایشی و کیف و کفش و مانتو میشد. (یعنی وحشتناک نبودن شرایط مالی برای ادامه تحصیل!! و فکر اینکه من لای پَر ِ قو فقط و فقط درس خوندم )

۲- یکی از سوالای بیشتر افراد در مورد فیزیکم : “شما ورزشکارین؟؟  “من: بله”  “اونا: مشخصه!! ” (البته ناگفته نمونه این مورد رو می پسندم :)چون هستم )

۳- جالبه گروهی فکر میکنند من با کاری که دارم،  فقط با پارو دارم پول جابجا میکنم!! نمیدونم چرا؟؟؟ شاید شرایطش پول پارو کردنیه و من خبر ندارم.

و جواب اینکه خودم در مورد بقیه چه دیدگاه استریوتایپی دارم :

۱- با دو قوم نمیتونم ارتباط بگیرم،  نمیتونم اسم ببرم ولی وقتی متوجه میشم یکی ریشه ی اونجایی  داره ، ناخودآگاه نسبت بهش  عقب می کشم. این اصلا خوب نیست و با تجربیاتی که با آدمای اون شهرا داشتم و بقیه هم گفتن هِی تقویت شده.

۲- وقتی از یکی اصالتش رو می پرسن اول میگه من خودم متولد تهرانم ولی پدر ِ پدرم مثلا برای فلان روستای شهرستان اونیکی شهره!! بابا اصالت یعنی همون جا نه محل تولدت که!

۳- توو مکالمه های عادی خودشون رو با صفاتی که دارن  پرزنت میکنن: مثلا من دکتر فلانی مدیرعامل  فلان جا هستم. یا من مهندس …  وقتی آدمها به چیزهایی که دارن اشاره مستقیم می کنن برام یه سیگنال منفی میفرستن و ازشون خوشم نمیاد. شاید اگه بذارن بقیه خودشون متوجه شن حرفه ای تر باشه.