Menu
نویسنده مطلب : آتا ناصر

مطلب مورد بحث:

آرکتایپ‌های سیستمی (۳): گلوله‌های برفی و محدودیتهای رشد


مثال من در زمینه رفتار سازمانی است و مثالی واقعی از سرنوشت یک مدیر در یک سازمان. وقتی مدیر داستان ما بعنوان مدیر توسعه منابع با سازمان جدید شروع به همکاری کرد مدیریت قبلی به شدت زیر انتقاد بود. هم به لحاظ عملکرد حرفه ایی(مثلا ضعف در تامین منابع، ارتباط با سازمان مادر، سطح و کیفیت ارتباط با سازمانهای تامین کننده منابع و همینطور اشخاص حقیقی و حقوقی طرف قرارداد) و هم به لحاظ پذیرش نزد همکاران از حیث رفتار فردی. مدیر جدید ابتدا ناخواسته و سپس آگاهانه از این وضعیت موج سواری خوبی کرد. از ارتباط خوب و مناسب با همکاران و ارباب رجوع تا آمد و شدهای حرفه ایی و منظم با سازمان مادر و سازمانهای مرجع. عین مصداق ” ادب از که آموختی از بی ادبان” لقمان حکیم، میکرد هر آنچه را که مدیر قبلی ازش غافل بود و نمی کرد هر آنچه را که مدیر قبلی به جهت آن رفتارها مذمت شده بود. و این شد برای مدیر جدید یک گلوله برفی درست و حسابی. همکاری خوب مجموعه و پذیرش اولیه مناسب از سوی سازمان مادر و سازمانهای مرجع باعث بوجود آمدن جهش اولیه و رو به رشدی در تمامی ابعاد عملکرد حوزه معاونت شد. و اما بعد از مدتی انتظارات از مدیر جدید بالا رفت (وشاید از همان اول این انتظارات همپای موفقیتهای اولیه شکل گرفته و ترقی یافت). همکاران انتظار جبران خدمات بهتر و بیشتری داشتند، روسای مدیر انتظار عملکرد و نوآوری های بهتر و بیشتر و همینطور شرکتها و سازمانها. به تدریج زمان برخورد گلوله برفی با دیوار رسیده بود؛ و آن، دیوارِ انتظاراتِ بعضا” غیرمعقولی بود که ناشی از همان موج سواری اولیه بودند. عدم برآورد انتظارات انتقادات، کاهش همکاری مشفقانه و سستی پذیرشها را نیز به دنبال آورد. ودیگر از آن به به و چه چه ها خبری نبود.

در این آرکتایپ مدیر جدید، انتظارات بیش از حد و غیر واقعی، که خود زائیده موفقیتهای اولیه بودند، محدودیت رشد و دوام گلوله برفی شدند.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟