Menu
نویسنده مطلب : سارا عظیمی خواه

مطلب مورد بحث:

فایل صوتی درباره مهارت یادگیری کریستالی - ماجرای دروغ و فریب


با شنیدن این درس و درس قبلی متوجه شدم  اکثر مواقع حین یادگیری کریستال ساختم اما خیلی از این کریستال ها به انداره کافی بزرگ نشدند و از جایی به بعد رها شدند.

نمونه ی مشخصی که الان به ذهنم اومد این بود که ۴-۵ سال قبل در  جلسه ی نقد فیلمی شرکت میکردم. از جلسات اولی که وارد فضا شدم، با اصطلاحات جدید و نام گارگردان های کمترشناخته شده ای مثل هانکه و فون تریه و کوستریکا و.. (برای من اون زمان ناشناخته بودن البته) در صحبت اعضای جلسه مواجه شدم و جو طوری نبود (یا برداشت من تازه وارد این بود) که سوالاتم رو راحت مطرح کنم. هر فیلم برای من مقدمه ای بود برای مطالعه ی نقد های اون فیلم، دیدن سایر فیلم های اون کارگردان، دیدن سایر فیلم های نزدیک به موضوع، آشنا شدن با کارگردان و زندگی و دیدگاه هاش و…و به تدریج کریستالی شکل میدادم. مشخصا مفاهیم چپ گرایانه و مسایل زنان در بسیاری از فیلم های انتخابی مورد بررسی قرار میگرفت و به این منجر شد من با مطالعه در مورد این موضوعات کریستال های دیگری شکل بدم و بین کریستال های مختلفم لینک ها رو بررسی کنم و به عقب برگردم و مفاهیم و برداشت های خودم رو بازنگری کنم و به تدریج به دید نقادانه ای برسم و بتونم فیلم ها رو از جنبه های مختلف نقد و تحلیل کنم و کم کم از دیدگاه های گاها افراطی تزریق شده از سمت سایر اعضای صاحب نفوذ فاصله بگیرم و در این مورد حرفی برای گفتن داشته باشم. با اتمام جلسات کریستال های من بزرگتر نشدن یا سرعت رشدشون کمتر شد ولی این دید و نگرش با من مونده و هنوزم بیشتر وقت ها فیلم دیدنم با همین رواله و در کل از چیزهایی که در این مسیر یاد گرفتم خشنودم.