Menu
نویسنده مطلب : صدرا علی آبادی

مطلب مورد بحث:

لالایی با شیپور (گزین گویه های احمد شاملو)


یک موضوعی که از متمم یاد گرفتم این هست که سعی کنم پیش داوری م در مورد ادم ها رو کنار بذارم.اما قبل حرف اصلی باید این رو بگم:

از شاملو خوشم نمیومد و نمیاد هیچ وقت به چند دلیل. اولیش قطعا به خاطر نفرتم از جریان چپ و چپ گرایان هست( جریان چپ بین الملل منظور) و خب گرایش شاملو به مارکس و … چیز پنهانی نیست.

دلیل دوم ثقیل بودن متن و کلمات بسیاری از شعر هاش است. من از بچگی با کتاب بزرگ شدم فرق ثقیل با عمیق رو متوجه میشم و حقیقتا نشده که کتابی از شاملو رو دستم بگیرم و متوجه بشم متن این شعر داره چی میگه. نمیدونم شاید من خیلی بی سوادم اما قطعا شعر شاملو شعری نیست که مردم عادی بفهمنش و خب این برای کسی که میخواد شیپور اجتماع باشه، شاید زیاد  کارآمد نباشه.من  طرفدار سهراب سپهری سرایی و ساده و بی طرف بودن نیستم اما قیاس کنید شعرهای شاملو رو با شعر های فروغ یا حتا نیما و اخوان ثالث. من شعر شاملو رو نمیپسندم، در واقع نمیفهمم که بپسندم.

 

و دلیل سوم مصاحبه های بعضا عجیبش هست. نظرش در مورد موسیقی سنتی رو همه شنیدیم. یا حرف هایی که در مورد اقتصاد آزاد میزد. این اظهار نظرهای قطعی و غیر تخصصی رو احتمالا مشابه ش رو تو جامعه زیاد دیدیم اما خب از روشنفکر پیشرو نباید سر بزنه و این دلیل دیگه ایه که از شاملو خوشم نمیاد.

اما از همه این ها که بگذریم ادما خاکستری ن و خب فردی در ابعاد شاملو رو ادم کوچیکی مثل من نمیتونه قضاوت کنه.بعضا جملات طلایی داره که تو همین پست و حتا کامنت ها میتونیم بخونیمش. قطعا این کتاب رو میخرم و میخونم. اگر هم کسی با صحبت های من هم نظر نیست خوشحال میشم که متوجه اشتباهم بشم.ممنون