Menu
نویسنده مطلب : رحیم خورشیدی علی کردی

مطلب مورد بحث:

خطای درک نادرست دامنه ارزیابی و مقیاس مسئله


۱- آیا مثال‌های دیگری هم در زندگی شخصی یا در محیط کار خودتان دیده‌اید که به نظرتان، مصداقی از همین خطا باشد؟

من با خواندن این درس وجواب تمرین های دوستان متوجه شدم که وجه غالب ناشی از این خطا ،تصویری است که در آن لحظه به ذهن می آید.یعنی ما  به جای همه تکه های پازل فقط یک قطعه از آن پازل را به ذهن می آوریم.به نظر شما ما راه دیگری داریم؟اگر به جای یک فقیر ،همه فقیرها را در ذهن بیاوریم شاید به خودمان بگوییم  توان مالی من و…درآن حد نیست که بتوانم مشکل همه را حل کنم.شاید بی خیال موضوع شوم.ولی وقتی یک فقیر را درنظر بگیریم ،می گوییم من حداقل کاری را که می توانم انجام می دهم.

۲- آیا این خطا همیشه نامطلوب است؟‌ به نظر شما، در چه مواردی ممکن است وجود چنین خطایی مثبت و در چه مواردی خطرساز باشد؟

در روابط کاری وخانوادگی وقتی اختلافی بوجود می آید به جای اندیشیدن به دامنه اختلافات ،همان لحظه را در نظر می گیریم و گذشت می کنیم.وگر نه حجم اختلافات را اگر در ذهن بیاوریم که کلاه پس معرکه است کاکو جان.

پ ن:

حس پاسخگویی نداشتم.من باب انجام وظیفه ای که برای خودم در قبال متمم تعیین کرده ام جواب دادم.امیدوارم درس را به درستی درک کرده باشم.