Menu
نویسنده مطلب : مرتضی نجفی

مطلب مورد بحث:

چارچوبی برای تنظیم یک نمونه گزارش تجویزی


یکی از گزارش های تجویزی بسیار شایع این روزها که در آن ساختار تجویزی رعایت نمی شود، توصیه های تلگرامی و اینستاگرامی ( و به طور کلی، توصیه های کاربران شبکه های اجتماعی) است.

تلگرام: انواع و اقسام توصیه و نصیحت در هر زمینه ای، اعم از اقتصاد و سیاست و جامعه و فرهنگ و دین و… را می توان در تلگرام دید. مخصوصا زمانی که حادثه ای یا خبری به بحث روز تبدیل می شود. مثلا بعد از حادثه پلاسکو، همه و همه، مردم، مسئولین، غیرمسئولین، پیرو جوان، مرد و زن، استاد و دانشجو،مدیر و کارمند، و حتی شرکتها (به تعبیر خودشان در راستای مسئولیت اجتماعی و برای همدردی با جان باختگان و در اصل برای حفظ سهم بازار فعلی شان) به همدیگر توصیه کردند که در چهارشنبه سوری امسال آتش روشن نکنند تا آتش نشانان آخر سال خوبی داشته باشند. این گزارشها، با این پیش فرض که سه قسمت اول گزارش برای همگان واضح و مبرهن و مجموع است، و مستقیما سراغ تجویز رفته اند، غیر عملی است. حادثه ای دردناک روی داده و جامعه را متاثر کرده است. مثل همه حوادث و رویدادهای قبلی، چند روز بعدی تب وتاب مردمان را فرا می گیرد و چند روزی بعدتر همه چیز فراموش خواهد شد. هیجان ناشی از آن هم فروکش خواهد کرد. بازار سلفی و جمع آوری فالوور هم تمام خواهد شد. حادثه ای دیگر بباید و خبری دگر! به احتمال خیلی زیاد، چهارشنبه امسال دوباره شاهد آتش افروزی همین توصیه کنندگان خواهیم بود.
این توصیه بیشتر به این صورت بیان می شد: “آتش نشانان در حادثه پلاسکو جانفشانی کردند. بیایید برای جبران زحمات آنان، امسال آتش روشن نکنیم …”. توصیه ای است که با ریشه های مشکل و خشکاندن آن کاری ندارد. دستوری است اخلاقی و تجویزی. آنچه در این توصیه آزار دهنده است کلمه جبران است. انگار که آتش نشانان هر ساله باید آتشی را خاموش کنند و سهم امسال در حادثه پلاسکو انجام شده است.

اینستاگرام: مثل همان تلگرام است. یکی از توصیه هایی که در همین حادثه پلاسکو دست به دست می شد، توصیه برای خرید لباس ایرانی در آخر سال بود. در اینستاگرام و در قالب عکس بود و در تلگرام وفیسبوک و امثالهم دست به دست می شد. چون فلان مثلا هنرمند نیز این چنین توصیه ای دارد و حتما نشر این توصیه کار خوبی است. بماند که همان شخص، بدون پوشیدن برندهای خارجی تا سرکوچه هم نمی رود.مثل باقی وصایا، غیر عملی است. ما برند مطرح در حوزه پوشاک نداریم( به جز یکی دو مورد). صنعت پوشاک هم مثل صنایع دیگر مشکلات زیادی دارد. از مدیریت کارگاهی و غیر علمی، رانت، نبود تکنولوژی روز، نبود سرمایه، کارگران ناماهر و مهندسان بامدرک گرفته تا بی اخلاقی تولیدکنندگان و دستورات اخلاقی دولتها. استادی داشتیم که تولید کننده بود. می گفت در سالهای نه چندان دور، مجاز بودیم فقط چهار رنگ پارچه تولید کنیم: سیاه، سرمه ای، یشمی و قهوه ای. البته همین استاد هم از نبود حمایت دولت (شما بخوانید رانت و یارانه دولتی) و فضای نیمه رقابتی این روزهای این صنعت گله داشت.
سوال مهمی در مورد این تجویز اینستاگرامی این است که من هنگام خریدن لباس از کجا بدانم که ایرانی است و مثلا ترک، چینی یا بنگلادشی نیست؟

کمپین به اصطلاح نخریدن خودرو هم از جنس همین گزارشهای تجویزی بود. توصیه ای که مدتی دست به دست می گشت و همگان به فکر بهبود کیفیت خودروی تولید داخل بودند. دولت آمد و با دست پر هم آمد. با وام خرید خودرو و جذاب شدن گزینه خرید، همه ی آن توصیه ها بر باد رفت. انبارهای خودروسازان خالی شد. خبری از بهبود کیفیت نیست. از امت همیشه حاضر در صحنه و مطالبه خودروی باکیفیت هم خبری نیست.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟