Menu
نویسنده مطلب : حسین قربانی

مطلب مورد بحث:

نظریه مقایسه اجتماعی


ذهن آدمی به یک لنگر نیاز دارد تا بتواند جایگاه و موقعیت خود را به صورت حدودی شناسایی کند. بدون وجود یک معیار و سنجه مشخص ذهن آدمی گیج می‌شود و شاید در پیدا کردن مسیر حرکت به مشکل بربخورد.

به همین دلیل هم انسان ناگزیر از مقایسه است. ولی به نظرم بعد از اینکه فرد در مقایسه با اطرافیان خود، جایگاه و موقعیتش را سنجید و هدف نهایی خود را انتخاب کرد، به مرور باید تلاش کند تا عملکرد و موقعیت امروز خود را با عملکرد و موقعیت دیروزش مقایسه کند.

در صورتی که از نظر خودش بهبود قابل قبولی داشته، می‌تواند خوشحال باشد و اگر نداشته، تلاش و پشتکار خود را بیشتر کند. این روش شاید در بلند مدت به نتایج بهتری ختم شود.

در این صورت شاید مقایسه گاه به گاه هم مناسب و مفید باشد ولی اینکه مدام در حال مقایسه خودمان با افرادی باشیم که از لحاظ ده‌ها معیار و مبنای دیگر، متفاوت از ما هستند و کلا در شرایط دیگری زندگی می‌کنند، شاید نتواند زیاد ما را به سمت موفقیت و دستیابی به اهداف رهنمون شود.

البته مقایسه‌های اشاره شده در این درس هم می‌توانند کاربردهای گفته شده را به خوبی ایفا نمایند.

فردی که نیاز به انگیزه دارد و می‌خواهد به خودش روحیه بدهد و شادی زندگی‌اش را بیشتر کند، بهتر است خود را با افراد پایین‌دستی مقایسه کند ولی اگر شخصی پر از انرژی و انگیزه است و به دنبال هدفگذاری و حرکت با تمام قوا به سمت هدف است، بهتر است خود را با افراد بالادستی مقایسه کند.