Menu
نویسنده مطلب : پوپک جهانشاهی

مطلب مورد بحث:

یک تمرین کوتاه اما اثربخش برای تسلط کلامی


با سلام نوروز مبارک باد

کتاب: درباره معنی زندگی

اثر : ویل دورانت

ترجمه : شهاب الدین عباسی (بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه)

هدف از خواندن کتاب دریافت معنی زندگی از نگاه یک مورخ می باشد.

کتاب با مقدمه ای جذاب و شگفت انگیز آغاز می گردد . مرد خوش پوشی که با صدایی آرام به جناب نویسنده اعلام می نماید که قصد خود کشی دارد مگر آنکه فیلسوف بتواند دلیل معتبری برای او بیاورد تا از این کار منصرف گردد.

ویل دورانت دلائل متعددی برای آن مرد و اشخاص دیگری می آورد که گویا در آن برهه از زمان (۱۹۰۵-۱۹۳۰) تعداد خودکشی ها در ایالات متحده آمریکا قابل توجه بوده است می آورد و به این ایده می رسد که پرسش جاودانه فلسفه این است که معنی زندگی چیست؟

در ادامه برای صد نفر از شخصیتهای برجسته و فرهیختگان آن زمان نامه ای نوشت و سرچشمه الهام و انرژی آنها از چیست؟ هدف و یا انگیزه نیروبخش زحمت و تلاششان در زندگی چیست؟از کجا تسلی خاطر و شادمانی می یابند و در نهایت گنج شان در کجا نهفته است؟ را پرسید.

احساس من بعد از خواندن کتاب : غم، پوچی و نگرانی از گردش زمین و تمام شدن فرصتها بود.

اینکه چه بسیار درگیر جنگهای درونی برگرفته از دورانی هستم که در آن زندگی می کنیم و به یک پرسش بنیادین دیگری رسیدم که در کتاب مطرح گردیده بود ” زندگی از دیدگاه آدمهایی که فقط زندگی کرده بودند با زندگی از دیدگاه آدمهایی که فقط اندیشیده بودند و زندگی از دیدگاه آدمهایی که هر دو مورد را تجربه کرده بودند به چه معناست؟” من در کدام دسته قرار دارم ؟ فقط زندگی کردم؟ خواب و خور و خشم و شهوت حالا با چاشنی مطالعه و ژست تحصیلکرده ای

من فقط اندیشیده ام؟ به تازگی دریافتم چطور هدفمند و طبق برنامه کتاب بخوانم و خلاصه نویسی نمایم و نقطه نظرات خودم را هم علاوه نمایم و بنویسم و بنویسم و این توهم اندیشمند بودن را در من زنده نگه می دارد.

و یا یک حالت سومی هم دارد نشسته ام به خلوت تنهایی خویش و زندگی می کنم و می اندیشم به قدر وسعت خویش.

ندانم های بسیار است لیک من هیچ نمی دانم .

از این کتاب دریافتم که طبیعت، جهان هستی آنچه بیرون از دنیای آدمها وجود دارد بسیار تا بسیار قوی و هوشمند است و در جهت بقا پیش می رود. یک پارادوکس عمیقی بین آدم و طبیعت وجود دارد که هر زمان در جهت همدیگر قدم برداشتند ثمره اش تولید دانش و رضایت بوده است و در هر بعدی که خلاف جهت همدیگر حرکت نمودند منتهی به حس نامیدی و از بین بردن خویش شده است بعبارتی طبیعت از ادمی بسیار غنی تر و قوی تر می باشد.

باتشکر