Menu
نویسنده مطلب : علی اختری

مطلب مورد بحث:

بازی سازی (گیمیفیکیشن) کدام انگیزه ها را در انسان‌ها هدف قرار می‌دهد؟


در مدرسه ما این اتفاق زیاد می افتد، لیستی از دانش آموزان برتر انتخاب می شوند و به آن ها جایزه می دهند. یا لیست دانش آموزان بر اساس نمره را در سالن مدرسه می زنند (کار اشتباهی است از نظر من). خیلی از دانش آموزان برای اینکه در این لیست، بالاتر قرار بگیرند، بیشتر درس می خوانند و هیچ، انگیزه دیگری ندارند. اگر کسی در طول سال، غیبت نداشته باشد، در انتهای سال تحصیلی، هدیه می گیرد.

ضمنا یکی دیگر از انگیزه هایی که در بازی سازی مطرح می شود، «ماندن در وضعیت فعلی و نرفتن به وضعیت بدتر» است. می توان آن را مانند جایزه گرفتن دانست؛ مثلا بسیاری هستند برای فرار از سرکوفت های پدر و مادرشان درس می خوانند. این هم یک بازی است.

بازیسازی در کسب و کار تولید پوشاک هم استفاده زیادی دارد. در واقع بسیاری از افراد برای اینکه در جمع آشنایان، بهترین لباس و تیپ را داشته باشند پول های زیادی خرج می کنند و این هم یک بازی است. فکر می کنم اساس مد، بر همین خاک بنا نهاده شد.

متمم هم بازی جالبی است و بسیار تلاش دارد که آموزش را درگیر گیمیفیکیشن کند. از لیست هایی درباره کسب امتیازها به ۲۰ و به ۳۰۰ و به ۱۵۰ و امثالهم بسیار استفاده می کند.

یک دسته بندی به نظرم رسید در این بازی ها، بازی هایی که در آن با دیگران رقابت می کنیم و بازی هایی که در آن، عملکرد دیگران بر نتیجه به دست آمده توسط ما اثری ندارند. اینکه من می گویم می خواهم برترین کاربر متمم باشم به عملکرد شهرزاد و طاهره و هیوا و دیگران بستگی دارد اما اینکه می گویم می خواهم ۱۰۰۰ امتیاز کسب کنم، فقط به عملکرد خودم بستگی دارد. به نظرم مهندسی بازی های رقابتی، نقاط مثبت و منفی خودش را دارد و بازی های انفرادی هم همین گونه هستند. مثلا اگر به مشتری کوپن بدهیم و برای او هدف گذاری کنیم که به این عدد برسد، بعد از رسیدن به عدد، دیگر انگیزه ای ندارد (باید امتیازهای آموزنده ات به ۱۵۰ برسد) اما اگر بین او و دیگر مشتریان رقابتی ایجاد کنیم که باید بیشترین امتیاز آموزنده یا کوپن یا هرچی را جمع کنی، آن گاه او تا آخر عمرش مجبور است در متمم کامنت بگذارد تا از دیگران عقب نماند.