Menu
نویسنده مطلب : محسن بازیاری

مطلب مورد بحث:

سه ستون اصلی متقاعدسازی


چندین مورد مثال الان به ذهنم میرسه و میبینم که همه بیشتر به دلیل ضعف در یک ستون به نتیجه نرسیدن.

۱-در همه موارد استدلال های درست و مناسبی رو ارائه میدادم و طرف مقابل نه تنها استدلال های من رو پذیرفته بود بلکه تلویحاً میگفتن که استدلال من رو قبول دارن.

۲-از نظر احساسات طرف مقابل خیلی خوب من رو درک میکرد و حتی بعضاً تونسته بودم حس همدلی رو در اونا ایجاد کنم و داستانی که میخواستم به وسیله اون طرف مقابل رو متقاعد کنم، هم در زمان مناسب و هم متناسب با هدف بیان شده بود.

۳-ضعف متقاعد سازی در قسمت نقش گوینده بود. به طور خاص، من نتونسته بودم طرف مقابل رو متقاعد کنم که پذیرفتن خواسته من، منفعت هایی هم برای اونا میتونه داشته باشه.

البته الان که دوباره سناریوهای ممکن رو بررسی میکنم، میبینم که متقاعد کردن اونا کار آسونی نبوده چون واقعیت اینه که منافع ملموس و بیرونی برای اونا نداشته و برعکس راحتی و سود اون ها در این بوده که خواسته من رو نپذیرن، اگرچه هزینه زیادی رو هم با پذیرفتن خواسته من متحمل نمیشدن.یکی از منفعت هایی که میتونست براشون داشته باشه، ایجاد شدن حس خوب در اونا به علت پذیرفتن خواسته من بوده که شاید اصلاً منفعت خاصی به حساب نیاد.

البته ستون احساسات متقاعد سازی هم میتونست قوی تر باشه( با یه مقدار دروغ و فریب البته) ولی جدا از این که در ستون نقش گوینده ضعف داشتم، اشکال من در این بود که نقطه قوت متقاعد سازی من در ستون منطق و استدلال بود و انتظار داشتم که طرف مقابل صرفاً با قبول کردن استدلال، به خواسته من عمل کنه در صورتی که طرف مقابل نیاز داره منفعت های خودش رو هم در پذیرفتن خواسته من ببینه.

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟