Menu
نویسنده مطلب : امین جباری اصل

مطلب مورد بحث:

اهمیت هدف گذاری و برنامه ریزی


از کجا بفهمیم که بیش از حد به یکی از دو سمت طیف تمایل پیدا کرده ایم:

 

■ اگر برنامه ریزی بلد نیستیم (مثل من که برای اولین بار از زبان متمم درباره برنامه ریزی می‌شنوم): نباید بیش از ۳ یا ۴ درصد از زمان ما صرف برنامه ریزی شود و با افزایش این زمان، احتمال اینکه در سمت طیف برنامه ریزی گیر افتاده باشیم، بیشتر می‌شود.

اگر برنامه ریزی بلدیم، مدت زمان برنامه ریزی برای برنامه ریزی ما نباید بیش از ۵ تا ۱۰ درصد زمان پروژه را به خود اختصاص دهد. در نتیجه با افزایش این زمان از سقف ۱۵ درصد زمان پروژه، احتمالا در سمت طیف برنامه ریزی گیر افتاده ایم

اگر هدف تعیین به درستی تعیین نشده باشد، مهم نیست در سمت اقدام باشیم یا برنامه ریزی. بدون هدف برنامه ریزی به کل زیر سوال می‌رود و به قول متمم، بیشتر یک روزمرگی منظم می‌سازد تا یک زندگی هدفمند.

اگر زمان رسیدن به هدف تعیین نشده باشد، در نتیجه مدت زمان لازم برای برنامه ریزی هم به بی نهایت میل می‌کند و احتمالا همین موضوع سبب شود تا زمان زیادی را برای برنامه ریزی صرف کنیم.

■ در صورت برنامه ریزی اصولی، شاخص اندازه گیری میزان نزدیکی ما به هدف معیار بسیار مناسبی برای نشان دادن وضعیت بر روی این طیف است.

در صورتی که این شاخص مطابق پیش بینی ما عمل کند و با نرخ پیش‌بینی شده، رشد را نشان دهد، احتمالا به سمت هیچ یک از طرفین طیف برنامه ریزی و اقدام متمایل نشده‌ایم.

اگر در فاز اقدام هستیم و شاخص اندازه گیری حرکتی ندارد و یا مطابق پیش‌بینی عمل نمی‌کند، احتمالا در فاز برنامه ریزی کم‌کاری کرده‌ایم و به سرعت وارد فاز اقدام شده‌ایم

اگر در فاز اقدام، حل مشکلات پیش‌بینی نشده زمان زیادی از ما می‌گیرد و هر مساله ای به نوعی مسبب توقف ما می‌شود، احتمالا در فاز برنامه ریزی خوب عمل نکرده ایم ( مثلا اقدام‌های جایگزین یا اقدام‌های اصلاحی تعیین نشده باشد)

■ برای تشخیص اینکه در چه نقطه ای از طیف اقدام و برنامه ریزی هستیم، با توجه به هدفی که داریم، لازم است مصادیق اقدام و برنامه ریزی مشخص شود.

چیزی که برای یک هدف، مصداق برنامه ریزی است، برای هدف دیگری مصداق عمل است. 

مثلا مطالعه و تحقیق برای یک استاد دانشگاه چیزی از جنس عمل است ولی برای کسی که قصد آغاز یک کسب و کار ساده و روتین را دارد، مطالعه از جنس برنامه ریزی است

■ افتادن در دام برنامه ریزی بیش از حد و یا اقدام بدون برنامه ریزی، معمولا در برنامه ریزی برای  اهداف بلندمدت و میان مدت خود را نشان می‌دهد

برای اهداف کوچک و متوسط (نیازمند کمتر از ۶ ماه زمان)، تعلل بیش از حد در بخش برنامه ریزی و جمع آوری اطلاعات به سرعت خود را نشان می‌دهد. مثلا اگر دو ماه از این زمان صرف برنامه ریزی شود، عملا در دام برنامه ریزی بیش از حد افتاده‌ایم

ولی در اهداف بلند مدت، بر اساس اصول برنامه ریزی، زمان زیادی برای برنامه ریزی داریم. ممکن است طولانی بودن این زمان موجب بی تحرکی به خیال برنامه ریزی شود و باید مواظب این موضوع باشیم.

■ البته برنامه ریزی برای بلند مدت، نیازمند تبحر بالایی در مهارت برنامه ریزی هست.

منی که حتی در برنامه ریزی‌های سه ماهه هم به مشکل می‌خورم، اصولا نباید به دنبال برنامه ریزی چند ساله بروم.

طولانی ترین برنامه ریزی موفق ما، می تواند شاخص برای ارزیابی آمادگی ما در برنامه ریزی باشد و بهتر است برنامه ریزی های بعدی ما هم در همین حول و حوش باشد.

بدون این آمادگی حتی بدون گیر کردن در طرفین طیف اقدام و برنامه ریزی، احتمالا با شکست مواجه خواهیم شد.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟