Menu
نویسنده مطلب : علی اختری

مطلب مورد بحث:

چگونه شاد باشیم و شاد زندگی کنیم؟


آیا مقایسه کردن خودمون با افراد پایین تر و اصطلاحا بدبخت تر، برای کسب رضایت و شادی کار اشتباهیه؟

دن آریلی توی کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر درباره حقیقت نسبیت صحبت می کنه و حرف هاش خیلی به موضوع مقایسه و رضایت از زندگی مربوطه. کسی که ۲۵۰ دلار در ماه دستمزد می گیره و پردرآمدترین فرد شرکت ـشه، خیلی رضایت بیشتری داره از زندگی اش، تا فردی که ۳۰۰ دلار درآمد داره و کم درآمدترین فرد شرکت شه. مثال دیگه ـش توی ورزش هستش، کسی که مدال برنز می گیره، خودش رو توی نسبت با نفر چهارم قرار میده و با اون مقایسه می کنه اما کسی که نقره می گیره، نسبت رو با نفر اول، یعنی مدال طلا برقرار می کنه؛ پس کسی که مدال برنز می گیره، شادتره. تصمیم گیری با اعداد و ارقام مجزا کار سختیه و سیستم دو هم که تنبله، پس سیستم یک که فقط نسبت گرفتن بلده تصمیم می گیره.

خُب حالا من خودم رو با بدتر از خودم مقایسه کنم یا به قول آریلی در «دایره مقایسه» کوچیک تری قرار بگیرم بهتر نیستش؟ خیلی با جمله زیر موافق نیستم.

«شاید خیلی تمیزتر و بهتر باشه اگه به بچه هامون یاد بدیم، با خوشی‌ها و ناخوشی‌های خودشون کنار بیان تا اینکه با دیدن بدبختی بقیه، کمی احساس آرامش و رضایت کنن.»

بله راه های دیگه ای هم هست برای شاد بودن، راه هایی به غیر از مقایسه با افراد بدبخت تر اما قطعا قرار گرفتن توی یه دایره کوچیک، می تونه باعث رضایت بیشتری بشه.

پ.ن: عذر می خوام که بحث های تصمیم گیری رو پیش کشیدم که خیلی مربوط نبود اما برای بیان صحبتم، لازم بود.