Menu
نویسنده مطلب : سعید شمس

مطلب مورد بحث:

رابطه سطح انتظارات، موفقیت و رضایت


سلام دوستانم

نمی دانم! هر چقدر فکر کرده ام نفهمیدم که در دنیای من موفقیت چگونه تعریف می شود. در پس افکارم برای من موفقیت از نظر عام مردم، از نظر بخشی از جامعه ای که بیشتر با آن ها در ارتباطم و یا مسیر طی شده ی الگوهایم تعریف می شود. اما می توانم بگویم سطح انتظارات و رضایت من مفاهیمی هستند که برای من بیشتر قابل درک است و به گونه ای در یک دسته جای می گیرند. با رسیدن به سطح انتظاراتم است که لبخند رضایت را خواهم چشید. چیزی که در اینجا قابل بحث و تفکر است این است که سطح انتظارات ما را نیز مردم جامعه، مردم اطرافمان و الگوهایمان می سازند.

در تفاوت موفقیت و رضایت شاید بتوان گفت سطح انتظاراتمان و در پی آن رضایت یا عدم رضایت با مدل ذهنیمان تعریف می شود و مردم والگوها تنها بخشی از مدل ذهنی ما را می سازند اما موفقیت بیش از آن که به افکار و عقاید خودمان مربوط باشد تخمینی است از متوسط قضاوت دیگران در مورد عملکردمان.

از تعاریف که بگذریم چیزی که همیشه مرا آزار می داد این بود که معمولا هدف هایم بسیار دور تعریف می شد و در این راه یا با تغییر افکارم، هدفم به کلی درگرگون می شد یا از رسیدن به آن ناامید می شده ام. ناامیدی از آنجا شروع می شد که اهدافم از سطح انتظاراتم فاصله می گرفت.

 

 برای حل این مشکلات یاد گرفتم که هدف هایم را بر حسب زمانی که برای رسیدن به آن ها لازم دارم و با توجه به اینکه برخی هدف ها زیر مجموعه ی هدف های دیگر است، لایه بندی کنم. انتظاری که از خودم دارم این است که هدف های لایه های پایینی باید با دقت بیشتر و انعطاف کمتر دنبال شوند اما در مورد هدف های بلند مدت و بزرگتر می توانم انعطاف بیشتری به خرج دهم چه از لحاظ دگرگونی هدف و چه از لحاظ فاصله با هدف.