Menu
نویسنده مطلب : علی اختری

مطلب مورد بحث:

چرا امنیت روانی خود را از دست می‌دهیم؟


متمم، چنین کسب و کاری است. شما می توانید بخشی از هویت مشتری (ما) شوید. این به ما احساس امنیت می دهد که مطالبی که می خوانیم را از کانالی دارای فیلتر می خوانیم و مطالب، علمی و معتبر هستند. در صورت دیدن اشتباه از شما، بخش زیادی از این احساس  امنیت، از بین می رود. به نظرم می توان این کسب و کارها را به کسب و کارهای «امنیت صددرصدی» و «امنیت کمتر از صددرصدی» تقسیم کرد؛ یعنی مثلا ما از بیمه، انتظار حمایت کامل (در شرایط ذکر شده در قرارداد) را داریم و در صورت کم کاری، نگاه ما تماما به این بیمه، تغییر می کند. متمم هم همین گونه است (حداقل برای من) و اگر یک اشتباه علمی یا نشر مطالب غیرعلمی از شما عزیزان ببینم، بخش زیادی از دیدگاه نسبت به شما تغییر می کند. برخی کسب و کارها اما فقط می توانند درصد امنیت را بالا ببرند و نمی توانند به صد برسانند. مثلا رسانه های خبر رسان، مانند اسکای، بی بی سی یا گاردین، می توانند اخبار و شایعات زیادی از سراسر دنیا پخش کنند اما صحت آن ها صددرصد نیست. در عین حال، مخاطب می داند که این رسانه ها، امنیت بیشتری نسبت به رسانه های زرد مانند مترو و میرر به آن ها می دهند (امنیت اینکه اطلاعاتی معتبر دریافت می کنیم).

یکی دیگر از کسب و کارهایی که از امنیت روانی استفاده بسیار می برد، هندوانه فروشی است. هندوانه به شرط چاقو! این به شما امنیت روانی می دهد که این هندوانه، سالم است. برخی از آن ها چند هندوانه را هم قاچ می کنند و در کنار وانت یا مغازه شان می گذارند (سعی در این است که اعتماد صددرصدی به دست آید).

درباره خودروها هم زیاد دیده ایم که کارخانه های تولید خودرو، تبلیغاتی درباره تست تصادف این خودروها یا ترمز کردن شان (روغن موتور) پخش می کنند تا مخاطب، مطمئن شود که در حین تصادف، صدمه نمی بیند یا کمتر صدمه می بیند (امنیت، صددرصدی نیست؛ زیرا فقط احتمال صدمه دیدن در تصادفات کاهش می یابد و به صفر نمی رسد). مثلا این تبلیغات از شرکت مرسدس با عنوان: «بهتره بعضی تست ها رو خودتون انجام ندید!»

چرا امنیت روانی خود را از دست می‌دهیم؟

به طور کلی انگیزه امنیت، بسیار قدرتمند است و حتی در سیاست نیز، بسیاری از دولت ها تلاش دارند تا با استفاده از این انگیزاننده، مردم را در حمایت از خود، برانگیزانند. یکی قول دیوار کشیدن بین آمریکا و مکزیک را می دهد تا امنیت مردم این کشور را تامین کند. دیگری هم مردم را به پای صندوق رای می کشاند تا امنیت شان حفظ شود.

تلگرام نیز با همین انگیزاننده، یعنی امنیت، توانست بسیاری از ایرانی ها را به سمت خود جذب کند (مجزا از بندوگن یا رفتار گله ای). آن ها به ما اطمینان می دهند که حریم شخصی مان، حریم شخصی مان است. این اطمینان، از نوع اطمینان صددرصدی است؛ زیرا تلگرام نمی گوید که ما ۹۹ درصد از اطلاعات شما را حفظ می کنیم، بلکه آن ها به حفظ تمامی اطلاعات شخصی ما موظف هستند.

اپل، پول بیشتری از ما می گیرد، چه برای خرید مک بوک، چه برای خرید آی فون و دیگر کارهایش، اما برند اپل، توام با امنیت از کیفیت است. شاید نسبت کیفیت به قیمت یکی از گوشی های سامسونگ یا هواوی، بیشتر از اپل ها باشد اما اینجا، پارامتر امنیت نیز مطرح است.

صندوق های Mutual fund هم سود کمتری به ما می رسانند (نسبت به سایر سرمایه گذاری ها) اما این سود، اطمینان بیشتری دارد؛ یعنی اطمینان زیادی داریم که پول مان، هدر نمی رود.