Menu
نویسنده مطلب : امیر حسین تقوی

مطلب مورد بحث:

ساختار شخصیت | کودک درون


در نظر بگیرید که در جریان یک معامله، یک طرف با آگاهی از اینکه از نظر حقوقی دستش خالی است با داد و بیداد و قهر و قاطی کردن رفاقت و سابقه خانوادگی و دوستی و هزار چیز دیگر و نهایتا هم ترک میز سعی دارد طرف دیگر را بدون هیچ محور منطقی و یا داد و ستدی که معامله را برای او معنادار نگه دارد، مجبور به پذیرش تعهدی بکند که جزو توافق نبوده است. این دقیقا مانند کودکی است که سعی دارد با گریه و لوس کردن خود و دلبری و نهایتا هم قهر به خواسته اش برسد.