Menu
نویسنده مطلب : عظیمه حسن زاده

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


یکی از استعدادهایی که در دوران ابتدایی در خودم کشف و درک کردم؛ استعداد مشاهده و تکرار در  فعالیت های دستی بود. و به نوعی تسلط بالایی بر انگشتان هم دارم. در دوران کودکی هر بازی ای که با دست انجام میشد (مثل یک قل دو قل، موشک بازی، بازی با نخ و…) همواره برنده میشدم و اول بودم. یا در دوران کاری با اینکه اصلاً آموزش پیشین تایپ ندیده بودم و به طوری کلی از کامپیوتر هم سر در نمی آوردم، با استعداد بالای تسلط بر انگشتان، در مدت ۳ ماه تایپ ده انگشتی را به صورت حرفه ای به خودم آموزش دادم و مسلط شدم. همچنین کار با انواع دستگاه های اداری و ابزارهای انواع نرم افزارها را با استعداد بالای خودم در تجسم فضایی و تشخیص کاربری هر یک از آنها به خودم آموزش دادم و مسلط شدم.
خاطرم هست که از کودکی اگر چیزی را نشانه میگرفتم، دقیقاً به هدف برخورد میکرد! حالا فرض کن اون یک لنگه کفش، یا مداد یا هر وسیله خطرناک باشه؛ خدا به داد طرف برسه که حدس نزده، هدف گیری خیلی خوبی دارم. متاسفانه برای این مورد از استعداد خودم، با توجه به ویژگی امکان خطرناک بودن به کارگیری این استعداد، به دنبال “هنر تیراندازی” نرفتم…
استعداد تجسم فضایی من در تشخیص ذهنی جایگاه وسایل و دکوراسیون نیز قابل مشاهده است. بدون اینکه وسایل را مکرراً در جایگاه های مختلف امتحان کنم، بتوانم دکوراسیون و جایگاه مناسب را تشخیص داده و جایگذاری کنم.
از کودکی تحلیل گری خوبی داشتم و استعداد بالایی در تحلیل مسائل دارم. با تقویت این استعداد، همراه با استعداد استقرایی، جامع و مانع نگری را نیز در خودم تقویت نموده و بیشتر مسائل را با تفکری سیستمی نگریسته و تحلیل میکنم.
استعداد زیادی در تشخیص فرصتها دارم و شدیداً فردی فرصت طلب هستم. میتوانم بگویم که این ویژگی، همراه با ویژگی تفکر سیستمی موجب شده بتوانم در بسیاری موقعیت ها (خانواده، دوستان، همکار، اجتماع) خود را نشان داده و امتیازات خوبی کسب کنم.
استعداد هنری و تصویر سازی، با نقاشی هایی از محیط و هنر مینایتور در دوران راهنمایی من به اوج خودش رسید. اما به خاطر ممانعت شدید پدر از انجام کارهای هنری و به خصوص نقاشی، از همان دوران این استعدادم را به حال خود رها کردم و حتی به عنوان یک توانمندی نیز از آن زمان تاکنون استفاده ای نداشتم.
برای تشخیص و تفکیک و ایجاد احساس امنیت نسبت به محیط و…، معمولا از استعداد کمی که در “تشخیص صداها” دارم استفاده میکنم. اما به این استعداد نیز توجه خاص در بلندمدت نداشته ام. در دوران دبیرستان به دلیل همین استعدادم و ایجاد ریتم و آوا، تک خوان گروه سرود هم بودم. و توانستم از این استعداد در تلاوت ترتیل قرآن نیز استفاده و تا حدی نیز تقویت شود.
استعداد بسیار پایینی در کار با اعداد دارم و به شدت در درسهای ریاضی در مرتبه اول و آمار در مرتبه دوم ضعیف تا متوسط بودم. به خاطر ندارم که نمره ای بیشتر از ۱۱ تا ۱۴ برای درس ریاضی و ۱۳ تا ۱۶ برای درس آمار داشته باشم. برای بالا بردن این استعداد نیز تلاش تخصصی و تحت آموزش حرفه ای نداشته ام و البته به دلیل بسیار پایین بودن این استعدادم، بسیاری از زمانم را تاکنون برای تقویت آن مستهلک کرده و نتایج چشمگیری نداشتم.
استعداد خاصی در تفکیک رنگها، موسیقی ندارم و برای تقویت این دو استعداد نیز تلاش خاصی نداشته ام. بیشترین دلیل آن هم به نظرم، به دلیل عدم نیاز و یا در اولویت های نیازهای من نبوده.
نگاه رو به جلو؛ اولین تجربه من در نگاه به آینده، دوره سوم ابتدایی بود. به خودم قول دادم مثل معلمم دانشگاه بروم و لیسانس بگیرم! و معلم شوم؛ با اینکه هیچ درکی از لیسانس نداشتم. در دوران راهنمایی هنر را ادامه ندادم و به معلمم گفتم در هنر، پول نیست…!. دوران دبیرستان، با اینکه به من گفتند استعداد فنی تو بالا است و بهتر است فنی حرفه ای بروی، اما پایم را در یک کفش کردم که من بسیار علاقه به علوم انسانی دارم و باید بروم علوم انسانی. دوران آغازین کارم، با تمام مخالفتهای مدیرعاملم برای فشار زیاد کار و درس، گفتم میخواهم ادامه تحصیل دهم و تا فوق لیسانس که رویای من بود…! ادامه دهم. الان هم آرزویم این است که مدیرمنابع انسانی سازمانی با تعداد نیروی انسانی بالای ۱۰۰۰ نفر شوم و در آینده ای نه چندان دور، یکی از مدیران منابع انسانی صاحب نظر در کشورم باشم.
 
سیلوگرام و یادگیری زبان خارجی برای من از دوران راهنمایی تا ورود به دانشگاه؛ هموراه به خودم میگفتم زبان یعنی چه؟! مگر آدم ها میتوانند غیر از فارسی از زبان دیگری برای ارتباط با محیط و آدم ها استفاده کنند؟! هیچ درک مشخصی از زبان نداشتم؛ و همواره با نمرات ۱۰ تا ۱۰٫۷۵ قبول میشدم. خاطرم هست در دانشگاه ترم اول و روز اول کلاس زبان انگلیسی، از من نام ام را پرسیدند، گفتم: من نمیدانم اسم ام به انگلیسی چه میشود؟! اما به فارسی عظیمه حسن زاده هستم ;) . تازه از دانشگاه بود که توانستم دو زبان انگلیسی و فرانسه تخصصی را با بالاترین نمرات کل کلاس ۱۷/۵ و ۲۰ به پایان رسانم و بسیار مرهون زحمات اساتیدم در آن دوران برای کشف این استعداد در من و تقویت آن با کمک های ایشان بودم. به نظرم یکی از استعدادهایی که در من شکوفا شده، همین سیلوگرام هست.