Menu
نویسنده مطلب : ایمان میرزائی

مطلب مورد بحث:

انتخاب همکار خوب و مناسب، مهم‌ترین اولویت شماست (جیم کالینز)


به سبک متمم؛ آقای اعتمادی (کسی که می‌شود به او اعتماد کرد) از همون ابتدا که وارد سازمان میشه سعی می‌کنه جایی قرار بگیره که مفید باشه. اون رو در بخش بسته‌بندی شرکت می‌گذارن، اما متوجه می‌شه که خودش در این فراند فردی زائد هست، این موضوع رو با سرپرست در میون می‌گذاره و در واقع خودش رو در معرض اخراج قرار میده، چون ممکنه جای دیگه‌ای هم برای فعالیت او وجود نداشته باشه. و از سمت دیگر رابطه‌اش با افراد قدیمی‌تر در همون بخش شرکت به مشکل می‌خوره چون به نوعی اون‌ها رو کم‌کار معرفی می‌کنه، چون به‌صورتی کار کرده‌اند که سرپرست گمان کرده باید کسی را استخدام کند تا فعالیت‌ها روان‌تر انجام بشه. اما اقای اعتمادی مشخص کرده که در این بخش شرکت به فردی نیاز نیست. این از نتایج تطبیق‌پذیری در این سناریو.

تطبیق‌پذیری به معنای دیگر:

اگر من(مثلا آقای سوءاستفاده‌گر) وارد همین‌ بخش شرکت بشم و بعد از چند روز متوجه بشم فردی اضافه در فرایند تولید هستم اما سرپرست متوجه نمی‌شه، چون افراد قدیمی‌تر هم با «تظاهر به فعال بودن» زندگی گذرانده‌اند. من چون فرد تطبیق‌پذیری هستم مانند قدیمی‌ها رفتار می‌کنم. و خودم رو فعال نشون میدم.

در وضعیت اول فرد تطیق‌پذیر (به نفع شرکت) در معرض اخراج و اصطکاک با دوستانش قرار گرفته.

در وضعیت دوم فرد تطبیق‌پذیر (به نفع خودش) به زندگی کاری اونجا عادت می‌کنه و زندگی کاری‌اش رو با کمترین اصطکاک ادامه میده.

نتیجه‌ای که من از این دو سناریوی فرضی می‌گیرم اینه که پیدا کردن (یا کشف و از روی اتفاق) فرد تطبیق‌پذیر با شرایط و منافع شرکت یک مسئله است. مدیریت همان فرد مسئله‌ی دومی است. چقدر افراد درست (و تطبیق‌پذیر) برای کسب‌وکار بوده‌اند که ناآگاهانه و از روی سوءتفاهم حذف شده‌اند یا حذف نشده‌اند اما به افرادی نادرست تبدیل شده‌اند؟

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟