Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا مصطفی

مطلب مورد بحث:

کریس آرگریس و مهارت انجام کارهای مهم بی‌خاصیت


من در سازمانی که مشغول هستم مثال ها و خاطرات زیادی رو از این جلسات به خاطر دارم. این خصوصیت و رفتار ها رو در سطح مدیران ارشد بیشتر از کسانی دیده ام که کار اجرایی انجام می دهند. چیزی که من از این نوع رفتار ها برداشت میکنم این است که گاهی افراد بدلیل عدم تمایل یا ترس از تغییر وارد این مباحث می شوند و سعی میکنند با زدن حرف های مهم و بی خاصیت هم خود را صاحب نظر نشان داده و هم تصمیم گیری را به چالش بکشند تا از طریق این چالش جلسات به نتیجه مشخص نرسد. در واقع منفعت آنها در به نتیجه نرسیدن این مباحث است.

از طرفی کسی که در سطوح مدیریتی سازمان قرار دارد ممکن است در ذهن خود این تصور را داشته باشد که اگر در فلان مبحث اظهار فضل و اظهار نظر نکنم پیش سایر افراد حاضر در جلسه مورد قضاوت قرار گرفته و دانش و سوادم زیر سوال می رود . در نتیجه سعی میکند که با سفسطه و فرافکنی هم نظر خود را بگوید و هم فرایند جلسه را به چالش بکشد.

یادم میاد چند سال پیش در شرکت جلسه ای جهت تعیین چشم انداز برگزار شد و افراد حاضر شروع به اظهار نظر کردند. روی تک تک کلمات صحبت میکردند بدون اینکه دانشی در زمینه استراتژی داشته باشند. خروجی این جلسه این بود که بر اساس چشم انداز تعریف شده اولین تولید کننده محصول در سطح کشور باشیم .بدون اینکه بدانیم اولین در چه چیزی . حجم تولید، سود سالیانه، تنوع محصولات و…
و این نوع چشم انداز با نداشتن چشم انداز تفاوت چندانی ندارد.