امین جباری اصل - یک تمرین برای تعریف شاخص و فکر کردن بیشتر به شاخص‌ها
Menu
نویسنده مطلب : امین جباری اصل

مطلب مورد بحث:

یک تمرین برای تعریف شاخص و فکر کردن بیشتر به شاخص‌ها


تمرین اول: شاخص‌های سنجش موفقیت
حل این تمرین بیش از آنکه تمرینی برای درس شاخص‌ها باشد، تمرینی مهم و عمیق در جهت خودشناسی است.

همیشه فکر می‌کردم به خوبی جواب این سوال را می‌دانم ولی هیچ وقت کسی به این صراحت از من نخواسته بود که آن را تعریف کنم و حتی شاخص‌هایی برای اندازه گیری آن ارائه دهم.

بعد از پروژه نهایی درس مدل ذهنی، این تمرین دشوارترین تمرینی است که در متمم حل کرده‌ام.

به نظر من اولین قدم در حل این تمرین، داشتن تعریفی از موفقیت است. تعریفی که از کلی‌گویی فاصله بگیرد و مصداق‌های واقعی و ملموس موفقیت که مد نظر ماست را بیان کند. تعریفی که متعلق به خودمان باشد و نه تعریفی که جامعه و اطرافیان به ما تحمیل کرده باشند.
اگر پاسخ این سوال را بدانیم، تعیین شاخص‌های موفقیت کار دشواری نیست.

کسب رضایت از زندگی، والاترین موفقیتی است که برایش تلاش می‌کنم.

در صورتی که بتوانم رضایتم از زندگی را تعریف کنم و شاخص‌هایی برای ارزیابی آن در زندگی تعریف کنم، در اصل شاخص‌های موفقیتم از زندگی را تعریف کرده‌ام.

رضایت من از زندگی تنها با توجه به وضعیت کنونی حاصل نمی‌شود.

اینکه برای رسیدن به نقطه کنونی چه مسیری را طی کرده‌ام و چه مسیرهایی را طی نکرده‌ام هم اهمیت زیادی دارند.

بدون توجه به مسیر طی شده، قادر به ارزیابی رضایتم از زندگی نیستم.

در نتیجه برداشت من از رضایت و موفقیتم در زندگی، به دو بخش تقسیم می‌شود:

■ چطور زندگی کرده‌ام؟

■ به چه چیزهایی رسیده‌ام؟

یک تمرین برای تعریف شاخص و فکر کردن بیشتر به شاخص‌ها

البته این دو بخش مجزا نیستند و ارتباط و اشتراک زیادی دارند.

بسته به تعریفی هر بخش، ممکن است شاخص‌های ارزیابی این دو بخش کاملا بر هم منطبق و یا دارای اختلاف باشند.

———————————————————————————————————

■■ می‌خواهم به چه شکلی زندگی کنم؟

■ شاخص قربانی شدن:

چه سهمی از زندگی من در گذشته، حاصل انتخاب بوده و چه بخشی از آن حاصل جبر؟

چقدر از اختیار حداقلی که داشتم، استفاده کرده‌ام؟

مثلا اگر تنها شده‌ام، تنهایی را خودم انتخاب کرده‌ام یا مرا تنها گذاشته‌اند؟

چقدر خودم و وضعیتم در گذشته را قربانی جبر محیطی می‌دانم؟

شاخصی تاخیری، کیفی، طولی و عملکردیست.

 

■ شاخص آدمیت:

برای رسیدن به خواسته هایم در زندگی، چقدر اصول اخلاقی خودم را زیر پا گذاشته‌ام؟

اگر همه ثروت و درآمد و قدرتی که دارم گرفته شود، آیا کسی برای من ارزش قائل خواهد شد؟

آیا در دسته انسان‌ها دسته‌بندی می‌شوم؟

شاخصی تاخیری، کیفی، طولی و عملکردیست.

 

■ شاخص آخرین حد تلاش:

چقدر برای رسیدن به اهدافی که انتخاب کرده‌ام، تلاش کرده‌ام؟

کسی که در راه هدفش از جان خود می‌‌کند.

شاخصی تاخیری، کیفی، طولی و عملکردیست.

 

■ شاخص همخوانی ایمان و عمل:

چقدر بر اساس اصول خودم زندگی کرده‌ام و نه آنچه جامعه بر من تحمیل کرده

مثلا اگر اشتغال به قاچاق مواد مخدر را شغل شریفی بدانم، آیا حاضر می‌شدم به آن کار بپردازم؟

اگر ریاکاری را صفت مذمومی می‌دانم، چقدر ریاکار بوده‌ام؟

شاخصی تاخیری، کیفی، طولی و عملکردیست.

———————————————————————————————————

■■می‌خواهم به چه چیزهایی برسم؟

اگر قرار باشد رضایتم از زندگی با سنجش دستاوردهایم در وضعیت کنونی حاصل شود، این موارد را مورد توجه قرار خواهم داد:

 

■ آیا غولی به نام مردم را شکست داده‌ام؟ 

این فاکتور بیانگر این موضوع است که آیا بر اساس شاخص‌های بیرونی و شاخص‌های ارزیابی موفقیت از نظر جامعه، فرد موفقی به حساب می‌آیم؟

استراتژی من برای رسیدن به این هدف، از طریق کسب موفقیت ملموس در زمینه شغلی و تخصصی است. مثل ایجاد یک کسب و کار و یا تبدیل شدن به متخصصی موفق در زمینه کاری خودم.

از طرفی، افزایش مهارت از محل مطالعه و تمرین و افزایش تجربه‌های عملی را لازمه رسیدن به این موفقیت‌ها می‌دانم.

در نتیجه میزان مهارت‌ها، تجربه‌ها و مطالعات من  یکی از شاخص‌هایی است که برای ارزیابی رضایت از آن استفاده می‌کنم.

این شاخص، شاخصی پیشرو، کیفی، طولی و عملیاتی است. 

در صورتی که به این هدف، یعنی موفقیت شغلی در حیطه تخصصی دست پیدا کنم، اثر جانبی آن افزایش درآمد ماهیانه (یا سالیانه) و میزان سرمایه انباشته از این محل خواهد بود

در نتیجه میزان درآمد و سرمایه من هم به عنوان یک شاخص عملیاتی، تاخیری، کمی‌و طولی مورد توجه قرار می‌دهم

 

■ شاخص قدرت اختیار:

– میزان اختیارات و آزادی عملم درتصمیماتی که  امروز می‌گیرم نسبت به گذشته بیشتر شده یا کمتر؟

– آیا امروز در شغلی فعالیت می‌کنم که دوست دارم و یا در شغلی فعالیت می‌کنم که کارفرما انتظار دارد؟

– در چند درصد از تصمیم‌هایم،  قدرت انتخاب دارم و در چند درصد مجبور به انتخاب تنها گزینه ی موجود هستم؟

– چند درصد از افرادی که با آنها ارتباط دارم را خودم انتخاب کرده ام و با چه سهمی‌به اقتضای شرایط ارتباط دارم؟

– اگر امروز نسبت به گذشته تنهاترم، آیا این تنهایی حاصل انتخاب بوده و یا دیگران مرا تنها گذاشته اند؟

– چند روز می‌توانم ارتباطم را با افراد، اینترنت و تلفن قطع کنم و مشکل خاصی در زندگیم به وجود نیاید؟

شاخص قدرت اختیار، حاصل برداشت کلی من از پاسخم به این سوالات یا سوالات مشابه است

این شاخص، شاخصی تاخیری، کیفی، طولی و عملکردی است.

 

■ شاخص قدرت درونی:

این شاخص نشانگر قدرت تسلط و کنترل بر خودم (افکار-رفتار-احساس) است.

– مثلا قدرت تحمل من در برابر گرسنگی و تشنگی

– تعداد عادت‌هایی ناسالمی‌ که ترک کرده‌ام و تعداد عادت‌های سالمی‌ که در خودم ایجاد کرده‌ام

– این که بر چه تعدادی از ترس‌هایم فائق آمده‌ام

– توانایی کنترل خشم و احساسات هم به نوعی احساس تسلط بیشتری بر خودم می‌دهد

– توانایی تمرکز طولانی، یکی از شاخص‌های ارزیابی قدرت تسلطم در هدایت مسیر افکارم است.

تعداد شیب‌هایی که در زندگی آنها را طی کرده ام: مثلا کسب مهارتی مثل یادگیری یک زبان به دلیل پیچیده بودن، طولانی بودن، سخت و دشوار بودنش یکی از شیب‌های زندگی من به حساب می‌آید.

این شاخص، شاخصی عملکردی، کیفی، طولی و تاخیری است. از طرفی شاخصی پیشرو و عملیاتی هم به حساب می‌آید. چرا که هر قدر قدرت تسلطم بر خودم افزایش یابد در رسیدن به دیگر اهدافم توانمندتر خواهم شد.

 

■ شاخص قدرت تسلط بر دیگران:

این شاخص نشانگر قدرت تسلط و کنترلم بر دیگران است

– آیا می‌توانم دیگران را در جهت اهدافی که دارم با خودم همراه کنم؟

– آیا می‌توانم در کسانی که برای من کار می‌کنند، انگیزه بالا ایجاد کنم؟

– تا چه حدی قادر به متقاعدسازی دیگران هستم؟

– میزان تبحر در مهارت‌های عمومی‌ مثل ارتباط موثر، فروش، مذاکره، شناخت مدل ذهنی افراد

البته تسلط بر دیگران به معنی استفاده نادرست از این توانمندی نیست. استفاده نادرست از این توانمندی باعث کاهش رضایت من می‌شود.

شاخصی عملیاتی، پیشرو، کیفی و طولی است.

 

■ شاخص اثرگذاری: 

این شاخص، شاخصی عملکردی است.

اثرگذاری خودم را در دو بخش ارزیابی می‌کنم:

اثر گذاری بر زندگی افرادی که ارتباط نزدیکی با آنها دارم:

روش ارزیابی: من در سبد چند نفر از این افراد، جزو ۵ نفر بسیار تاثیرگذار قرار می‌گیرم

اثر گذاری بر جامعه:

این که کیفیت و شادمانی زندگی چند نفر را به طور مستقیم و یا غیر مستقیم بهبود داده ام.

خواه از طریق ایجاد سهولت در انجام کار- خواه از طریق ایجاد حسی خوب در افراد-خواه از طریق کمک.

این شاخص هم شاخصی عملکردی، کیفی، طولی و تاخیری است. 

 

■ همخوانی برند شخصی مطلوب من و برندی که دیگران از من می‌شناسند:

این که من چقدر در این مسیر موفق بوده ام، یکی از شاخص‌های عملکردی، تاخیری، کیفی و طولی است.

 

■ شاخص خلق:

هربار که چیزی را خلق می‌کنم، تا مدت مدیدی اثرات خوب آن بر کل زندگی‌ام باقی می‌ماند.

در نتیجه شاخص خلق، یکی از شاخص‌های عملکردی من برای ارزیابی موفقیت به حساب می‌آید.

– خلق یک کسب و کار

– خلق یک ایده و پرورش آن

– خلق یک کامنت خوب

– خلق یک وبسایت شخصی

– خلق یک راهکار برای یک مساله

– خلق یک گزارش

– خلق یک حس خوب

هر چیزی که ماحاصل توجه، تفکر، تلاش و اقدام من بوده است.

شاخص خلق، شاخصی تاخیری، کمی، طولی و عملکردی است.