- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : نازنین گرده ای

مطلب مورد بحث:

ماجرای شام دُنگی


دوست عزیز

از اینکه جمله ایشان را تفکیک کردید و با شکل توضیح دادید سپاسگزارم.

به شخصه آموزش دیداری ام قوی تر است و الان کاملا متوجه جملات ایشان شدم.

در این مورد موضوعی که به ذهن رسید این بود که ما حتی در خرید کردنهایمان هم شاید همچین رفتاری داشته باشیم.

مثلا درد خریدن شلوار ۵۰ هزار تومانی خیلی بیشتر از خریدن یه ظرف کریستال ۳۵۰ هزار تومانی است.

برای من درد خریدن لباس های گران تر کمتر از لباس های ارزانتر است. حتی اگه مجبور باشم فقط یک لباس در لحظه بخرم ولی ترجیح میدهم همان را بگیرم. یا وقتی برای خرید کردن می روم ترجیح میدهم همزمان چند دست لباس خریداری کنم و یا اینکه چند قلم تهیه کنم.

خرید کردن کلی از هایپر مارکت ها رو به خرید کردن تک تک از سوپر مارکت محلی ترجیح میدهم. با اینکه گران تر می شود ولی مثل اینکه درد پرداخت آن کمتر است.

روش سوم پرداخت در رستوران حس رضایت و خوشنودی را به پرداخت کننده القا می کند ، مخصوصا وقتی که همه هر چی دوست دارند را خورده اند و رضایت در چهره همه مشهود است.