- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : دانیال شمسیان

مطلب مورد بحث:

پشیمانی در تصمیم گیری: کارآفرینی انتخاب من نبود


ریسک پذیری شاید پذیرش همین مخاطرات باشد.

من به تعبیر دیگران و به زعم خودم کارآفرینم، چرا که با پذیرش برخی مخاطرات و البته با شناخت از خودم بدون داشتن شریک پا به عرصه تولید یک محصول متمایز و نیازمند ترویج گذاشتم. البته با شناخت قبلیم از بازار و مطالعه ریسک رو به شکل قابل ملاحظه ای قابل کنترل کرده بودم اما…. نه تنها هیچ یک از اطرافیانم بلکه حتی یکی از دوستانم که در راه اندازی دفتر فروش تقریبا همه زحمات به دوشش بود فکرش رو نمیکرد به زودی شاهد موفقیت و روتین شدن کارها باشیم و بعد از ۲ سال بهم پیشنهاد شراکت داد، در روزی که شاید برای من شراکت صرفه اقتصادی نداشت. شاید اگر من هم جای اونها بودم ریسک نمیکردم و با یک جوان ۲۵ ساله تازه کار شریک نمیشدم اون هم شراکتی که همه اش بر مبنای وام و بدهی بود!!! و تنها خودم از تواناییهام!!! که امروز اذعان دارم بخشی از اون توهم بود (البته خدا رو شکر که اون توهمات بود و بهم امید میداد) خبر داشتم… باید پذیرفت که شراکت بر مبنای شناخت شکل میگیره و شراکتی موفقیت آمیزه که طرفین ضمن شناخت از توانمدیهای مرتبط با کسب و کار هم، هم مسیر باشن، هم هدف باشن و توان متوازنی هم داشته باشن!
اما نکته جالبتر اینجاست که ما تا چه حد حاضریم دیگران رو در تصمیمات ریسک پذیریمون محاسبه کنیم. من در حال حاضر در یک کسب و کار نوپا شراکتی رو با یک انسان بسیار محافظه کار و البته دنیادیده آغاز کردم. اما هنوز هم صرفا و تنها روی توان خودم حساب میکنم و حتی تمام مخاطرات رو به حساب خودم میزنم، چرا که به کل فرآیند واقفم و در یک بخش کوچک که بر عهده شریکم هست بسیار بسیار میترسم، این از جهتی هست که توان ایشون در اون بخش هنوز به محک آزمونی در ابعاد صنعتی نیومده، اما خب باید ریسک کرد!!!

این شاید یک هنر باشه که بتونیم ریسک مشارکت با دیگران رو ارزیابی و کنترل کنیم، هنری که متاسفانه من ازش بی بهره ام و باید اعتراف کنم اگر جای رونالد بودم، شاید همون تصمیم رو میگرفتم!!!