- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : نورالدین حسینی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


با سلام

چهار سالی بود که بعنوان مدیر مالی در شرکتی مشغول بکار بودم که صاحبان شرکت افراد بسیار شریف و خوبی بودند بطوری که تاثیر بسزایی در شخصیت من داشتند و چیزهای زیادی از آنها یاد گرفتم کمک آنها در پیشرفت کاری و شخصیتی من بسیار ملموس بود تا اینکه شخص دیگری که من هفته ای چند ساعت به او مشاوره مالی میدادم شراکت در کسب و کار را بمن پیشنهاد داد ،و من هم که در رویای کارآفرینی بودم بلا درنگ قبول کردم ،بعد از چند ماه ، شریک من تصمیم گرفت که این کسب و کار را که چالشهای زیادی داشت بمن واگذار و کار جدیدی را که او بدنبالش بود را شروع کند  و من ماندم و تصمیمی که گرفته بودم و در نهایت بدلیل عدم آشنایی به آن فضای کسب و کار و فشار های مالی و اقتصادی که درآن چند ماه بمن وارد شده بود، مجبور به پایان دادن به آن شراکت شدم.

تصمیم : شروع کسب و کار برای خودم

با چیزهایی که من در درس تصمیم گیری متمم یاد گرفتم الان اینگونه مسائل رو می بینم

معیارهای تصمیم گیری: شوق  و رویای راه اندازی کسب و کار جدید نباید باعث شود که چشمانم را بروی دیگر حقایق ببندم اینکه شریک من قبلا دو بار ورشکست شده بود و همچنین حسابهایی که من در مدت کوتاه مشاوره از ایشان دریافت می کردم به واقعیت نزدیک نبود و اینکه چرا ایشان این پیشنهاد را بمن دادن وجه تمایز من نسبت به دیگران چه بوده ؟…

سیستم دوگانه تصمیم گیری : آیا بهتر نبود بجای استفاده از سیستم یک از تحلیل های بیشتر یا سیستم دو استفاده می کردم

در نهایت ترس از دست دادن در تمام این سالها باعث شد که دیگر بسراغ راه اندازی کسب و کار برای خودت نباشم و این هزینه تصمیم نادرستم بود.