Menu
نویسنده مطلب : شیما میرعباسی

مطلب مورد بحث:

تشخیص مسئله و تعریف مسئله | مسئله یابی گام اول حل مسئله است


همیشه زمانی که از یک نفر ناراحت میشدم یا یک نفر با رفتار و برخوردش باعث ناراحتی من می شد به شدت در ذهنم با خودم میجنگیدم به قولی داعما خودخوری میکردم و برای اروم کردن خودم همش فکر میکردم که مگه من چیکار کردم مگه من کاری کردم چرا با من این گونه رفتار کرد؟ و… یا داعما در ذهنم خط و نشان میکشیدم که فلان کار را خواهم کرد و بهمان کار را خواهم کرد و با این همه کلنجار در ذهنم تا چند روز در خودم فرو میرفتم و به ادمی بدخلق تبدیل میشدم و از همه دوری میکردم

ولی امروزه نگاهم کاملا تغییر کرده اول از خودم میپرسم که (ایا اساسا این علت پرخاشگری فرد مقابلم یا ناراحتی او و… مربوط به من است؟یا من باعث ان شده ام؟و برای دریافت پاسخم از طرف مقابلم فقط دو سوال کوتاه بلی یا خیر میپرسم ایا شما امروز ناراحت یا عصبانی هستید؟ایا علت این ناراحتی یا عصبانیت من هستم یا خیر؟که جوابم و میگرفتم و در خیلی از مواقع اصلا موضوع ربطی به من نداشت

یا وقتی متوجه این میشدم که موضوع مربوط به من است برا حل ان سعی میکنم حتما افق زمانی مناسبی را انتخاب کنم که بعد از کاهش عصبانیت ها یا ناراحتی ها هست و در مورد موضوع صحبت کنم ولی قبلا این کار را نمیکردم و در اوج عصبانیت و ناراحتی حرفهایم را میزدم حرفهایی که زدن خیلیهایشان جایز نبود ودیگر نمیتوانستم حرفهایم را پس بگیرم وبهایی سنگین مجبور میشدم برای انها بپردازم

بعد از صحبت از خودم میپرسم ایا مسعله را بیش از اندازه مهم یا بی ارزش برای خودم تعریف نکردم؟و سعی میکنم خودم را در دو طرف قضیه قرار دهم و بهترین جواب ممکن و در ذهنم به دست بیارم