Menu
نویسنده مطلب : مجتبی مهاجر

مطلب مورد بحث:

من یک روح خریده‌ام. آیا ضرر کرده‌ام؟


مسئله این است،اعتماد آفرینی
یه بار یه کیف چرم فروختم ۱۸۰ هزار تومن.زمان دریافت وجه،خریداران که یه خانواده ی ۵ نفری بودن،کل مبلغ رو همراه نداشتن و دستگاه پوز ما هم مشکل داشت.پیشنهاد دادن که کیف بمونه یا خودم همراهشون تا نزدیک ترین بانک برم،(تو شهر ما مسافر بودن)نمیدونم چرا احساس حقارت میکردم ازینکه بخوام یکی ازین دو پیشنهاد رو قبول کنم.بهشون گفتم کیف رو میتونید با خودتون ببرید، یه شماره کارت میدم تا در اولین فرصت برام واریز کنید.تمام اعضای خانواده تعجب کردن و کمی بعد که شماره کارت رو نوشتم و بهشون دادم هنوز باور نکرده بودن.با یه حس رضایت که ناشی از اعتماد من بود خداحافظی کردن.راستش وقتی دور شدن کمی پشیمون بودم که این چه کاری بود؟!
چند دقیقه بعد دیدم برگشتن و فیش واریز رو نشونم دادن.بهم گفتن:حیفمون اومد بر نگردیم و ازت تشکر نکنیم.هنوز بعد گذشت یک سال یادآوریش برام کلی حس خوب رو تداعی میکنه.
چقدر اون خانواده وقتی برگشتن خوشحال و شاد بودن.حتم دارم یکی از بهترین خریدهاشون بوده،همینطور که یکی از بهترین فروشهای من بوده