Menu
نویسنده مطلب : معصومه شیخ مرادی

مطلب مورد بحث:

سندرم ایمپاستر - دیگران از واقعیت ماجرا خبر ندارند


من فکر می کنم سندرم ایمپاستر می تواند دلایل زیادی داشته باشد یعنی در هر فرد ممکن است به چیزهای مختلفی وابسته باشد. من دو مورد از آنها را کمبود عزت نفس و کمال طلبی می دانم.

برای خود من این سندرم گاهی فعال می شود گاهی مفید است و گاهی مایوس کننده دلایلش را در زیر ذکر می کنم.

من چون تا حدی آدم کمال گرایی هستم و خودم را از زاویه دید آدمهای موفق و بسیار باکیفیت نگاه می کنم با خودم اینگونه می گویم:

همه اینهایی که دیگران برای آن مرا تشویق می کنند یا جایگاهی که در آن قرار دارم چیزی نیست و من بیشتر از اینها می توانم باشم دیگران چون آدم باکیفیت در کنارشان نیست مرا تشویق می کنند. یا جایگاهی که من در آن هستم می توانست جای آدمهای خیلی بهتر از من باشد. من آنقدرها موثر و توانمند نیستم. البته اینها نهایت روبرو شدن با خودم هست.

دلیل گفتن این حرف هم این است که من فکر می کنم از نهایت استعدادم استفاده نکرده ام چون میزان پشتکارم بسیار پایین تر از استعدادم هست و این دو هیچگاه به اندازه در کنار هم نبوده اند البته برای من گفتن این حرفها یک واقعیت تلخ است و آنها را بیخود نمی دانم اما سعی می کنم قبول کنم من یک آدم با پشتکار ضعیف بوده ام و حقم هست که همینجا باشم درست است میزان استعدادم در زمینه هایی بسیار بالاتر از دیگران بوده است و با قبول این موقعیت سعی در افزایش تلاش و میزان پشتکارم دارم که با این رویکرد مفید بوده است.

این روندی که من دارم تا حدی می شود گفت سندرم ایمپاستر در آن وجود دارد. هر چند من به آن واقعیت تلخ می گویم و آن را پذیرفته ام.و البته این روزها چون دارم میزان پشتکارم را بالا می برم کمتر دچار سندرم ایمپاستر مایوس کننده می شوم.