Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

فروش مشاوره ای چیست و چه تفاوتی با فروش محصول محور دارد؟


شاید براى برخى جالب باشه که ایفاى وظایف در واحدهاى بهداشتى هم همین کارکرد را داره و ظاهرا محصول فروخته شده مثلا در روند اقدامات مربوط به غربالگرى سرطانهاى شایع زنان، تشخیص قیمتى بیمارى ساکت و بى علامتى کالاى مورد فروش است که مخفیانه جان، روح و یا روان بیمار را به مخاطره انداخته.

مراجعه کننده هراسان و مضطرب تماس تلفنى گرفته و از قطع ناگهانى شیر خودش و عدم تمایل فرزند هشت ماهه اش به شیر مادر شکایت داره، فرزندش بتازگى داراى منوى غذاى کمکى شده. او از فرمولهاى کامل و جامع شیردهى با شیر مادر آگاهه ولى این دستورالعملها کمک شایانى به وى منموده اند.

ایشان به بهداشت فراخوان مى شوند، توجه به انباشت عظیمى از اطلاعات جسته و گریخته وى از طریق اینترنت و احتمالات و فرضیات منتج از تشخیصهاى مدیکالى که نزدیک به علایم ایشان هست موجب تحیر رائه دهنده خدمت به ایشون و آشوب روانى خود ایشان شده.

سوالات آغاز میشوند: از سابقه تیرویید فرزندان دیگر و یا سابقه فامیلیال گرفته تا ساعات خواب و بیدارى کودک، بازى و تحرک، معاینه پوست کودک از نظر از دست دادن آب و الکترولیتها، تعداد نپ کین خیس شده روزانه کودک، ساعت صرف آخرین وعده غذایى کودک و نوع غذاى داده شد و دفعات شیردهى روزانه مادر، سابقه افسردگى در خانواده و مادر و …

مادر مورد معاینه قرار گرفته و شیردهى بصورت عملى از نزدیک مشاهده میشه که کامل و بى نقصه، پرونده مادر و کودک بررسى شده که پر از غیبت در نوبتهاى داده شده به مادر و پایش رشد کودکه و در همین اثنا به ازاء هر پاسخ، توضیحات آرامشبخش و ضرورى در دامنه علت سوال پرسیده شده از مادر و جواب وى، به وى داده میشود.

در نهایت مادر پرونده دارى که به ندرت حاضر به مراجعه به بهداشت خانواده بوده، معاینات غربالگرى ناقصى داشته، پایش کودکش را در مرکز بهداشت دنبال نمى کرده، به علت شرایط پاندمى کرونا شش ماه تمام از منزل خارج نمى شده و با دادن غذاهاى پرکالرى به کودک موجب چاقى مفرط کودکش شده و تیرویید پنهان کودک، افسردگى و اضطراب مادر، همگى کشف شده، بعد از انجام تست پاپ مادر و توضیحات آموزشى کامل، نوبتگیرى تلفنى براى ایشون و کودکشان در کلینیکهاى اطفال و مرکز مشاوره خانواده و کلینیک تغذیه کودکان، راهى منزل مى شوند و روزهاى آتى اقدامات مورد نظر از طریق تلفن پیگیرى مى شوند که پشت گوش انداخته نشده و نتایج رصد مى گردند.

شاید به نظر خیلى رویایى برسد که همه اینگونه مورد ارزیابى قرار گیرند ولى این مراجعه کننده محترم نیاز به دیده شدن داشتند، صرفا دارو و آموزش و معاینه نمى خواستند، حضور یک فرد زنده مى خواستند در کنارشون که بدون قضاوت به حرفهاشون گوش بده، کسى که مادر بتونه بهش از نظر منطقى و احساسى اعتماد کنه، بستر مناسب نیازمندیها از نظر تذکرات، آموزش ها، اصول مدیریت و کنترل اعصاب او را تشخیص بده و بشناسه، به نرمى کم دانستگى و بددانستگى معلومات درهم و برهم برداشت شده از مقالات متفرق اینترنتى را براش تبیین کرده، شایعات مورد باورشان را تصحیح کرده، بهش خاطرنشان کنه که هنوز جوان، مقبول و داراى انرژى فراوانى براى زیستنه و زندگى قرار نیست حتى از پشت شیلدها، ماسکها، گانها و دستکشهاى ما زیبایى خودشو از دست بده و وسواس وى در مورد کودک سالم ولى داراى عادات بد غذایى، بهانه اى بیش براى به تصویر کشیدن نیاز به درمان سریع روحى و روانى وى نبوده البته نیازى که براى مرتفع ساختنش توسط مددکار یا متخصص مورد مراجعه قرار گرفته جز مهربانى، روابط انسانى، آگاهى و تعهد اخلاقى را نیز متضمن باشه.