Menu
نویسنده مطلب : هادی آقازاده

مطلب مورد بحث:

خطای تمرکز بر آخرین اطلاعات


در شرکتی که کار می کردم، مدیرمان بسیار منظم و دقیق بود به طوری که گاهی واقعا وسواس فکری اش آدم را اذیت می کرد

در کنار این، حسن هایی داشت که غیرقابل انکار بود و در اصلاح عادت های سمبل کاری من بسیار موثر بود

باری، من نظرم راجع به ایشان بارها دچار نوسان شد بر اساس آخرین فکت هایی که از او دریافت می کردم.

مثلا وقتی نظرم کلا راجع به ایشان مثبت بود، می دیدم که رفته و کل فعالیت های من در یک ماه اخیر را در یک اکسل نوشته و می گوید مثلا تو اینجا فلان جمله را اشتباه گفتی (در مورد یک فرمول ریاضی…) کفر آدم در می آید خب… فوری می گفتم ببین عجب آدمی هست ها…

ولی بعد در روزهای آتی که باز عادت های خوبش مثل درست کار بودن و همیشه راست گو بودن و … می دیدم، نظرم برمی گشت

این خطای ذهنی من در ارتباط با قضاوت یک آدم خاص بود

شاید بگویید بهتر آن است که اصلا کسی را قضاوت نکنیم. من می گویم حتی وقتی می خواهیم قضاوت نکنیم هم در حال قضاوت کردنیم…

چیزی در مایه های جمله ی «بزرگترین ریسک، ریسک نکردن است…:)

لذا ناگزیر و ناگریز از قضاوتیم…