Menu
نویسنده مطلب : ساجده ممتازیان

مطلب مورد بحث:

کتاب مهارت حل مسئله


از سالها قبل تصمیم گرفته بودم مهارت های ارتباطی خودم رو تقویت کنم و توی این مسیر که تا به امروز هم ادامه داره و ادامه خواهد داشت تا به حال  چندان هم ناموفق نبودم  اما توی یه برهه ی زمانی خاصی به شدت افت عملکرد رو تجربه کردم طوری که برای مدت خیلی کوتاهی از خودم کاملا ناامید شده بودم .  یک نمونه از اتفاقاتی که توی اون برهه افتاد این بود که :  توی جمعی حضور پیدا کردم که اعضای اون جمع رو به طور نسبی میشناختم و با فضای سرد  حاکم بر اون جمع هم آشنایی داشتم ولی  در طی یه موضع گیری ناشیانه تصمیم گرفتم از مدل ارتباطی استفاده کنم که اصلا با اون جمع و فضا هماهنگی نداشت : یه رفتار متهورانه ی ساختار شکنانه

اون زمان احساس میکردم فهم خوبی از فضای حاکم بر اون جمع دارم و میتونم مشکلات رو حل کنم و دقیقا  به شکل کلافه کننده ای این فشار پردازشی که به ذهنم وارد میشد رو درک میکردم اما مسئله این بود که از آموخته ها و اندوخته های خودم به شکل نابجا و در زمان نامناسب استفاده کردم .

خیلی تاسف انگیز بود  اینکه فهمیدم درک و دریافتم از مشکلات اون جمع تا حد زیادی درست بوده ولی از چنین فهمی نتونستم به شکل درست و بهینه استفاده کنم