Menu
نویسنده مطلب : حمیدرضامهاجر

مطلب مورد بحث:

یک تمرین کوتاه اما اثربخش برای تسلط کلامی


کتاب مجموعه داستان‌های کافکا انتشارات نیلوفر. احساسم: رضایت و با ارزش بودن با کمی غم.
علت بروز احساس رضایت، این بود که بالاخره بعد از دوماه وقفه‌ی عمدی این کتاب رو تموم کردم. دیگه اینکه یک کتاب از داستان‌های کلاسیک از نویسنده‌ای بزرگ خوندم. ضمن اینکه سال‌های سال بود دوست داشتم مجموعه داستان‌های کافکا رو بخونم. شاید بیش از بیست سال. عامل بعدی احساس رضایت، افزوده شدن نام یک کتاب خوانده شده به لیست کتاب‌های گودریدز خودم بود و از همه مهمتر یادگیری و  آشنایی بیشتر با سبک کافکا برای نوشته‌هایی که می‌خواهم بنویسم. اما احساس با ارزش بودن به این دلیل بود که اولاً حس کردم وقتم تلف نشده و نوشته‌هایی پر مفهوم رو خونده‌ام و با دنیای پر رمز و راز نویسنده‌ای بزرگ آشنا شده‌ام و اینکه می‌تونم لایه‌های زیرین نوشته‌های کافکا رو تا حدی ببینم. همچنین به توانایی خودم در نوشتن صحیح و گاهی همراه با کنایه و رمز بیشتر ایمان آوردم. احساس غم از این جهت که واقعیت‌های تلخ مورد اشاره در داستان‌های کافکا همچنان در دنیا وجود داره و اینکه چقدر محدودیت داشته که مجبور بوده لایه لایه بنویسه تا دچار دردسر نشه و هرکسی هم برداشت خودشو از نوشته‌هاش داشته باشه. امیدوارم که تونسته باشم منظورم رو از علت بروز احساس‌ها به خوبی بیان کرده باشم.