Menu
نویسنده مطلب : روح اله دیداری اردکانی

مطلب مورد بحث:

انضباط شخصی | نظم شخصی یا نظم درونی چیست؟


مثال تصمیم منطقی در مقابل تصمیم قابل دفاع:

یکی از اقوام من، خیلی خانواده دوست هست و به همین سبب هم حمایت بیش از حدش از فرزندان، در هر زمینه ای اونها را فوق العاده وابسته به خانواده بار آورده.

چندسال پیش پسرش، کنکور داد و در یک رشته خوب در دانشگاهی دولتی اما ۶۰۰ کیلومتر دورتر از محل اقامت خانواده پذیرفته شد. تصمیم منطقی که میتونست توسط والدین اتخاذ بشه، این بود که از این فرصت استفاده بشه تا این جوان ۱۸ ساله با اقامت در خوابگاه و تجربه ی زندگی مستقل و دور از خانواده، کمی پخته بشه و اماده ی ورود به جامعه بدون تکیه بر خانواده . اما متاسفانه بجای این تصمیم، اونها سریعا درخواست انتقالی به دانشگاه شهر خودشون رو دادن و طی یک ترم اون رو به شهر خودشون آوردن. (اکثر فامیل اون موقع تحسینشون میکردن به جز من که همون موقع بهشون گفتم بهترین تصمیم برای اون پسر اینه که بزارید دوری و سختی های اون رو تحمل کنه. )

در واقع رضایت و لذت کوتاه مدت (حضور در کنار خانواده) رو بر رضایت بلندمدت (کسب تجربه در مواجهه با مشکلات – مستقل شدن- تجربه تعامل و زندگی با افراد مختلف با سلیقه ها و فرهنگ های متنوع) ترجیح دادند.