Menu
نویسنده مطلب : فهیمه دزفولی

مطلب مورد بحث:

نوموفوبیا چیست؟ آیا شما هم گرفتار آن هستید؟


جناب سعید گرامی اول اینکه خوشحالم میبینم در بسیاری از پاسخهاتون حضور اعضای خانواده پررنگه اینکه خانوادتون جزیی از هویت شماس و تاثیر پررنگی روی نظراتتون داره امیدوارم تا سالهای دور همچنان این روحیه ادامه داشته باشه.
دوم در مورد اینکه موبایل به عنوان راه ارتباطی باید همیشه همراهتون باشه به نظر میرسه به میزان مسئولیت ما بستگی داره که برخی ازادتریم و برخی نسبت به ادمها یا کارها مسئولیت به گردن داریم. من تا مدت طولانی این تصور را داشتم جوری که همه میدانستند اگر با خانواده کار واجبی دارند و پیداشان نمیکنند میتوانند به من زنگ بزنند چون تنها کسی هستم که همیشه و در هر حالی گوشی ام پاسخگو است.اما این به مشکل جدی تبدیل شد جوری که هرچند وقت زنگ گوشی ام را عوض میکردم چون زنگ قبلی برایم طپش قلب میاورد! منظورم این است که در مسئولیت حتی نسبت به عزیزترین کسان هم نباید غرق شد. در کامنتم توضیح دادم که چطور تلفن ثابت را حتی الامکان جایگزین موبایل کردم. اما برای روزهایی که موبایل جامیماند یک کارت تلفن ته کیف پول داشته باشید همان موقع به خانه زنگ بزنید و راحت بگویید موبایل جامانده و آن روز همراهتان نیست. به خودتان هم یاداوری کنید پانزده سال پیش وقتی از در بیرون میرفتیم تا برگردیم هیچ تماسی نداشتیم و هیچ اتفاق وحشتناکی نمی افتاد.حتی روزگار کمی عقبتر اوایل کودکی که همه خانه ها تلفن نداشتند و از خانه مادربزرگ تماس میگرفتیم و از ان هم بیشتر میتوانید عقب بروید تا به خودتان تاکید کنید که جریان زندگی بدون تماس با شما و حتی بدون شما هم ادامه دارد. بعد میتوانید شانه تان را بالا بیندازید و حس یک چوپان را داشته باشید که وقتی در دل کوه ها چند روز راه رفته نگران کسی نیست و کسی نگرانش نیست. این لحظات پایین گذاشتن بار هستی و چشیدن سبکی را از دست ندهید.