Menu
نویسنده مطلب : وحید دارابی

مطلب مورد بحث:

آرکتایپ‌های سیستمی | گلوله‌های برفی و محدودیتهای رشد


مدیر تیم فوتبال در فصل نقل و انتقال می‌خواهد بمب بترکاند، چون هم برای تیم برنامه دارد و هم برای آینده‌ی خودش! شروع به مذاکره با بهترین‌های لیگ می‌کند، هر کس می‌آید از قبلی رقم بیشتری مطالبه می‌کند. او دست آخر برگ اس‌اش را رو می‌کند، یکی از اسطوره‌های قدیم باشگاه را به عنوان مربی می‌آورد. او هم خوشحال است و با این تیم پر ستاره رویا می‌بافد!

توقعات از تیم بالا رفته. هم هوادار و هم خود تیم!

در شروع هم ابهت ستاره‌ها حریفان را گرفته و اینها عالی نتیجه می‌گیرند.

اما ستاره‌های روی نیمکت بی‌تابی می‌کنند. تورم ستاره‌ها در پست‌ها مشکل‌ساز شده و مثال این مثل شده‌اند که: “دو مَلِک در مُلکی نگنجند”.

اکنون مربیان با تجربه دست مربی اسطوره‌ای را خوانده‌اند که او هیچ تاکتیک به روزی ندارد و آنچه تا کنون اتفاق افتاده تکنیک ستاره‌هاست و یکی یکی آنها را مهار می‌کنند. این ستاره‌ها به نیمکت می‌روند و ستاره‌های نیمکت می‌آیند. این چرخه تکرار می‌شود.

از اینجا بحران سقوط شروع می‌شود! حالا نتیجه نگرفتن، مدیر و مربی و بازیکن و هوادار را عصبی می‌کند!