Menu
نویسنده مطلب : مهدی رضاییان

مطلب مورد بحث:

گوردون آلپورت


در مورد صفتهای کاردینال میشه اکثر شخصیتهای سلبریتی (ترجمه اش چی میشه ) رو به عنوان پیام اور یک صفت کاردینال در نظر گرفت : به موجی رسانه که فکر میکنم یکی از روشهای جهت دهی به افکار عمومی همینه که شخص خاصی رو مثبت یا منفی تبدیل به صفت کاردینال مشخصی بکنید ! با تکرار یا روش دیگه ای

الان مرلین مونرئور یا پاملا کاردینال صفت زنانگیو فتانه گری شدند هرچند خودشون گاهی نسبت به این جریان تنه میزنند

برای سیاسیون  هم یک راه کم هزینه برای جابه جایی این هست که اشخاص خاصی رو تبدیل به کاردینال یک صفت نامطلوب کنند

شاید برند سازی هم با مفهوم کارینال سازی ارتباط نزدیکی داشته باشه و به نظرم این طوری هست تلاش اصلی یک برند برای کاردینال کردن شرکت به یک صفت مطلوب تجاری است

من خودم صفت کاردینال که بخوام بگم دوستام من رو به اون میشناسند تحلیلگریه

راستش این رو اخیرا متوجه شدم البته یک نکته در درس هست و اون اینه هم باید من رو به تحلیگری بشناسند و هم هرگاه تحیلیگری رو مد نظر دارند من به نظرشون بیام این دومیه محل سواله! احتمالا این طور باشه شایدم نباشه

اما مسئله بعدی اینه دوست دارم صفت کاردینالی داشته باشم : من جوابم فعلا نه هست

ما تو مراحلی از رشد به این حقیقت احتیاج داریم که برای رسیدن به اهدافمون صفتی رو صفت کاردینال خودمون کنیم ولی این دوره به نظرم خیلی پایدار نیست یا لاقل ما باید در محیط های مختلف قابلیت جا به جایی اوصاف کاردینال رو داشته باشیم

ظرف انسانی قطعا بزرگتر از یک صفت کاردیناله من به نظرم یه صفت کاردینال ادم رو محدود میکنه و طعم انسانیت رو حذف میکنه

مثلا جراحی رو فرض کنید که با کاردینال تخصص حرفه ای تو خونه حاضر بشه و با تمام حجمش با همسرش مصاحبت کنه یا برای فرزنداش پدری کنه! قطعا گند میزنه گاهی باید همراه اطرافیان یک ادم عادی باشیم

بله خوب تو محیط کار احتمالا باید کاردینال یک صفت باشیم اما بنده یک صفت نباید باشیم تا زندگی خوبی داشته باشیم!

خلاصه اوصاف متصل به ما باشند و نه ما متصل به اوصاف!