Menu
نویسنده مطلب : مختار راد

مطلب مورد بحث:

کالاهای تند مصرف یا FMCG چگونه موفق می‌شوند؟


سلام سعید جان. من متخصص برندینگ نیستم اما از همه وسعت دانش و علمی که در پس این واژه وجود دارد این نکته را خوب می‌دانم که برند باید در ذهن مخاطب ساخته شود.

 

به این معنی که در نهایت با شناختی که مخاطب از این نام پیدا میکنه، برندینگ مفهوم خارجی پیدا می کند.

 

بنابراین در حالی که بسیاری از کالاهای مصرفی که ما در حال استفاده آن هستیم اصالتاً خارجی هستند، حالا به نوعی در ایران بسته بندی و مونتاژ می‌شوند، باید بپذیریم شناخت ما از این برندها ناشی از اطلاع رسانی خود آنها بوده بنابراین اگر یک برند ریشه دار در خارج را من مخاطب، ایرانی شناخته باشم، احتمالا هویت طراحی شده برای آن برند، اینگونه رقم زده است و صلاح دیده است.

 

اما شاید دچار کمی سطحی نگری شده باشیم اگر در این اصرار داشته باشیم که یک برند متعلق به همان جغرافیاییست که مخاطب می اندیشد،  چه اینکه که گاهی حیطه جغرافیایی تولد و تولید را باید ملاک قرار دهیم.

 

چنانکه میدونی بسیاری از برندها متعلق به «سرزمین» ها هستند چون فقط اون جغرافیا و فرهنگ و یا زمینه صنعتی آن،  پتانسیل‌ ایجاد چنین برندهایی رو در خود داشته است. مثال بارز این حرف، فرانسه و برندهای پوشاک و فشن آن هستند. عطر های شانل در هر جایی تولید شوند، فرانسوی هستند، مثال دیگر، اپل در امریکا که حتی اگر قطعاتی از آن در کشور های دیگر مثل چین تولید بشوند(که میشود)، باز هم برند آمریکایی میماند.

در نهایت بنظر من گاهی برند ها تعلق سرزمینی (به این شکل که مشخصه بارزی در هویت آنها باشد) ندارند و گاهی جزئی مهم و اساسی از هویتشون هست.