Menu
نویسنده مطلب : مهدی رضاییان

مطلب مورد بحث:

کتاب مهارت حل مسئله


افت میانراهی یکی از پدیده های روز مره است

اینجا است که ما در رشته های مهندسی با کمک حل مسئله و تمرین تا حدی قضیه رو تعدیل میکنیم

حقیقتش اینه که من حس میکنم در مراحل اولیه بیشتر قضیه به توهم شناخت ربط داره :

معمولا هنگامی  ما با یک مسئله جدید رو به رو میشیم کلیات و چهارچوب ارائه میشه و این حقایق به نحوی ارائه میشه که با توجه به اصول اولیه شهودی و یا پایه های قبلی معارف قابل توضیح و درک هست در این شرایط با توجه به دانسته های قبلی پدید معرفی میشه پس معمولا چالشی وجود نداره و ما دچار توهمی از دانستن میشیم.

مسئله اونجا به وجود میاد که با این دانسته های جدید قصد حل مسئله ای جدید رو داریم و احتمالا فرآیند حل مسئله آنچنان که باید پیش نمیره

در روند یاد گیری مهندسی این مرجله با حل مسائل تمرین رونمایی میشه و دانشجو با حل مسئله به برد و دامنه دانسته ها و ندانسته ها پی میبره

بنا براین تمرین حل نشده که دانشجو نتونسته حل کنه ارزش قابل تاملی داره.

این مسئله در سطح جامعه هم اگر پذیرفته بشه میتونه اثر مبارکی برای فرایند رشد جامعه داشته باشه و همین جاست که در ورای چالشها رشد حاصل میشه

شخصا فکر میکنم علت فاضله گرفتن روز افزون جوامع آزاد و کشورهای با ساختار قدرت متمرکز میتونه همین باشه

اعتراف به ندانستن و پذیرفتن و نقص و سرپوش گذاشتن به کمبود و مسائل موجود

در حقیقت این افت منحنی از نظر روحی و روانی اگر به رسمیت شناخته بشه چه در بعد فردی و چه در بعد اجنماعی زمینه اوج گیریو سرعت پیشرفت بیشتر در فاز بعدی نمودار رو باعث میشه

نکته ای که میخواستم بر اون تاکید کنم همین رسمیت دادن آگاهانه به “افت منحنی” بود